151.ایچگی
=ایچ(داخل ،درون)+گی(اک)=اندرونی،خودمانی و داخلی،ندیم،خاص ،مقرب؛ایچلی=مغزدار
152.آیدا
=آی(ماه)+دا(اک)=در وجود ماه،ماه صفت،روئیدنی در کنار آب،نام دختر،در اصل بصورت آیداق(مانند بارداق و چارداق)
153.آیدین
=آی(ماه)+دین(اک)=شفاف،زلال،آشکار،روشنفکر،نور،باز،واضح،نام پسر
154.ایران
=ایره ن=ایر(ایرمک=به مقصد رسیدن)+ان(اک فاعل ساز)=به مقصد رسیده،عارف،نام دختر
155.ایرج
=ایر (ایرمک=به مقصد رسیدن)+ج(اک)به هدف رسی،نام آقا
156.ایرقی
=ایرغی=؟ریشه اش معلوم نشد،گیاه شیر خشت،ماده ای خوش طعم که از ترکیب قند های مختلف بدست می آید ،ایرقی ر اخاشاک نیز می گویند.
157.ایری قلمه /گ
=ایری(درشت)+قلمه(درخت تبریزی)=تبریزی درشت،نام دیگر گیاه شالک
158.ایز
=اثر،نشان قدم،رد پا،انتهای نخ در فرش بافی؛ایز کسی ر اگرفتن=رد پای کسی را گرفتن،ایز گم کردن=گم کردن نشان.
159.آیسان
=آی(ماه)+سان(مانند)=آیتک،آیتکین،مهسا،نام دختر
لیک خورشید عنایت تافته است*آیسان را از کرم دریافته است / مولوی
160.ایشک
=ائشکک=خر:
زر نابش فتد به کف بی شک*بخرد تو بره برای ایشک / دهخدا
161.ایغاغ
=ایاق=ایقا(ایقاماق=شوخی کردن،سخن چینی کردن) +اق(اک)=شوخ،سخن چین:زبان کشیده چو تیغی بسر زنش سوسن*دهان گشاده شقایق چو مردم ایغاغ / حافظ
162.ایعر
و آیغیر=نر،گشن؛به آیغری د رآمدن=گشنی کردن:آن ایغر تیز ،کند گردد ناگاه*کز سوق بپای مادیان راه برد/رکنای مسیح
163.ایل
=ائل=قوم،قبیله،در ترکی باستان بصورت ایل آمده است؛مردم،ملت،گروه،سال،مطیع و تابع
164.آیلا
=آی(ماه)+لا(اک)=آیلین،هاله دور ماه،نام دختر؛هاله=هایلا=آیلا
165.آیلار
=آی(ماه)+لار(اک تحبیب)=ماه نازنین،نازنین ماه،اک"لر-لار"در ترکی علاوه بر وظیفه جمع بستن،حالت تحبیب هم ممکن است به اسم بدهد.مانند :قیزلار(دخترک ناز من)،گوللر(گل ناز)،آیلار(ماه نازنین)
166.ایلاق
=خلیج ،شهری در ختا،نام درختی؛احتمالا در اصل آیلاق(گرد مانند ماه)باشد:
و گر خان را به ترکستان فرستد مهر گنجوری
پیاده از بلاساغون دوان آید به ایلاقش / منوچهری
177.ایناغ
و ایناق=اینا(ایناماق=باوراندن،اینانماق=باور کردن)+اق(ک)=باور ،دوست،بصورت ایناک نیز آمده است؛ایناق خان از روسای زند و پدر کریم خان زند:ای ترک نازنین!که دل افروز و دلکشی *ایناق دلربائی و امراق اینشی / وصاف
178.اینجو /ت
=اینجه (=نحیف)یا اینجی(=مروارید)،شرف الدین محمود موسس حکومت آل اینجو که در قرن هشتم از اصفهان تا کناره های خلیج فارس حکومت کرد.
179.ئیل
=ایل=سال؛دوره 12 ساله فلکی د ربین ترکهای قبچاق و ایغور هر کدام به حیوانی نامگذار ی می شد که هر یک از آن حیوانات سمبل خاصی بودند.این دوره 12 ساله عبارتند از:سیچان ئیلی(موش)،اود ئیلی(گاو)،بارس ئیلی(پلنگ)،توشقان ئیلی(خرگوش)،لوی ئیلی(نهنگ)،ئیلان ئیلی (مار)،آت ئیلی(اسب)،قویون ئیلی(گوسفند)،بچی ئیلی(میمون)،تویوق ئیلی(مرغ)،ایت ئیلی(سگ)،دوووز ئیلی(خوک).این دور اکنون نیز جزو سنتهای سال تحویل می باشد.در فارسی این سالها 12 گانه بصورت شعر آورده شده است:
موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار
زین چار چو بگذری ،نهنگ آید و مار
و آنگاه به اسب و گوسفند است حساب
حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخرکار
