180.بابا
=پدر بزرگ،پدر،از ریشه های ترکی باستان ؛بصورت papa در انگلیسی
181.بابک
=بای بک=بای(بزرگ،بیگ)+بک(بیگ)=بیگ بزرگ،خان خانان،بابک خرمدین از مردان مبارز آذری که از سال 201 تا 222 بیست سال علیه مامون عباسی بپا خاست و از مقر خود در قلعه بابک(واقع در کلیبر)لطمات زیادی به سپاه خلفای عباسی وارد کرد و ایران را از دست حکومتهای عرب مسلمان نما نجات داد و عاقبت با خیانت یک ایرانی بنام افشین دستگیر و سر افرازانه به فجیع ترین حالت کشته شد؛همچنین پادشاه بزرگی که اردشیر بابکان(موسس ساسانیان)خواهر زاده او بود.
182.باتان
=باتان و بوتون و بتن=مکان و جا،کامل،همه مردم،وطن(معر)؛بوتو=کامل،این ریشه باستانی در اکباتان (باخ:همدان)و لوک باتان و آسیاباتان نیز آمده است.
183.باتلاق
=بات(باتماق=فرو رفتن)+لاق(اک)=فرو رفتنی ،جای فرو رفتنی
184.باجّه
=باجا=دریچه،روزنه نور ،کیوسک با دریچه کوچک
185.باخه
=باخا=باغا=لاک پشت، حیوان دوزیست مانند قورباغه و توسباغا:آورده اند که در آبگیری دو بط باخه ساکن بودند.../کلیله و دمنه ترجمه ابولمعالی
186.بادیه
=بایده=یایدا=ظرف دهن پهن که از کاسه بزرگتر است و از دیگ کوچک ،احتمالا با بارداق(ظرف)همریشه اند.مولوی در شعر زیر شیر حیوان را با شیر خوردنی جناس آورده است و بادیه بیابانی را با بادیه ظرفی:آن یکی شیر است اندر بادیه*وان دگر شیر است اندر بادیه! / مولوی
187.بار
=بار (ترکی باستان)وار(ترکی معاصر)=دارائی،موجودی،سود،بر،میوه،اکنون هم کاربرد این ریشه (بار)در ترکی بمراتب بیشتر از فارسی است.آغاج باری=بار درخت،بارسیز=بی بار،بارلی=پر بار
188.باروت
و بارود=باریت=بار(بارماق=رفتن،از دست رفتن،جهیدن)+یت(اک)=در رونده،جهنده ،ماده منفجره که پس از انفجار بشدت حالت جهندگی دارد.
189.باره
=بارا=بار(بارماق=انداختن،شلیک کردن،پرت کردن از دست )+ا(اک)=محل شلیک و پرتاب،قلعه ،دژ،برج و دژ دفاعی که از بالا با دشمن می جنگد.
190.باز
پسوندی که شدت علاقه به کاری خاص را می رساند:دغل کار و عاشق دغل کاری ،کلک باز=کسی که کارش دوز و کلک است؛باز اولماق=عاشق شدن
191.باسلیق
=باسیلیق=باسیل(باسیلماق=پوشانده شدن)+یق(اک)=پوشانده،سیاه رگی زیر پوست،شاهرگ
192.باشلق
=باشیلیق=باش(سر)+لیق(اک)=سرانه،کلاه،پوشش سر،شیر بها
193.باشی
پسوندی بمعنی رئیس و متصدی و متخصص:حکیم باشی،آشپز باشی،قورچی باشی
194.باغ
درخت انگور و مو،رز،تاکستان،هر بسته و دسته از هیزم،بعد ها این کلمه تعمیم پیدا می کند به هر جای پر درختان میوه
195.باقلا
=باغالا=باغلا(باغلاماق=بستن)+ما(اک)=بسته کردنی،نوعی شیرینی
197.بالابان
=بالا(کوچک،ضعیف ،کوتاه)+بان(باخ:بانگ)=بانگ کوتاه،بانگ آرام و دلنشین،از سازهای بادی،نوعی نی
198.بام
=از ریشه ترکی باستان(=آواز،بانگ ،بالای خانه)که این ریشه در کلمه نردبان(=نرده بان=نرده بام)نیز باقی مانده است.
199.بانگ
=بان و بانق=آواز،پشت بام؛ا زمصدر ترکی بانگلاماق=بانلاماق(=قوقولو کردن خروس،دادو فریاد کردن،زر زدن)؛نون آخر بان یا بانگ بصورت غنه((ngاست که در ترکی باستان استفاده می شد ولی الان یا به ن تبدیل شده و یا به نق.مثلا همین بانگ در جائی بان شده (بانلاماق)و در جائی بانق(بانقیرماق=شیون و داد و بیداد راه انداختن) آمده است. در برهان قاطع هر دو ترکیب بانگ و بان آمده است.
200.بای سنقر /ت
=بای(بزرگ)+سنقر(ه.م)=سنقر بزرگ،شاهین بزرگ؛ابن یعقوب از امرای آق قویونلو که در سال 896 ه.ق در ده سالگی ب هحکومت رسید.
