تبليغاتX
Azeri Blog

Azeri Blog

Azəri Blog

سلام لار عزیز دوستلاریم...

تازا ایلیدا تبریک دئیب تانری دان داها یاخشی گونلر آرزولورام.ساغ اولین

بایرامینیز مبارک اولسون

مهندس ریاضی دان و دانشمند برجسته جهان
اگر شهر باکو می تواند به موسیقی دان شهیر حاجی بیگ اف به فیزیک دان نامدار لاندو(برنده جایزه نوبل)و به پزشک مشهور مصطفی توپچی باش اف(کاشف بیهوشی-نامزد جایزه نوبل)ببالد با همان معیار نیز می تواند به لطفی زاده دانشمند و ریاضی دان شهیر عصر ما افتخار کند.
با مقیاس فوق دانشگاه تهران می تواند به فارغ التحصیلاتش پروفسور لطفی زاده (کاشف منطق فازی logic fuzzy) و پروفسور علی جوان (فیزیکدان مشهور و یکی از کاشفین اشعه لیزر )مباهات کند.
پروفسور لطفی زاده در سال 1921 در شهر باکو پایتخت جمهوری آذربایجان به دنیا آمد.مادرش پزشک .پدرش یک روزنامه نگار از اهالی آذربایجان ایران بود.در سن 10 سالگی همزمان با حکومت دیکتاتوری استالین در اتحاد شوروی سابق همراه خانواده اش مجبور به مراجعت به ایران شد و در شهر تهران ساکن گردید.لطفی زاده تحصیلات ابتدایی را در تهران ادامه داد و دوره متوسطه را در کالج البرز(دبیرستان البرز فعلی)به پایان رسانید و در کنکور ورودی دانشگاه تهران شرکت و رتبه دوم را احراز نمود.وی پس از فراغت از تحصیل از دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشته مهندسی برق در سال 1942 به آمریکا مسافرت کرد و دوره فوق لیسانس مهندسی برق را در انستیتوی تکنولوژی ماساچوست(MIT)واقع در شهر بوستون طی نمود.آنگاه وارد دانشگاه کلمبیا در نیویورک شد و در سال 1949 با وجود درجه دکتری از این دانشگاه فارغ التحصیل گردید.
پروفسور لطفی زاده کارهای پژوهشی خود را در رشته تئوری سیستم از دانشگاه کلمبیا آغاز نمود.در سال 1956 وی به عنوان دانشمند مدعو در انستیتوی مطالاعات پیشرفته در دانشگاه پرینستون(نیوجرسی)مشغول تدریس و تحقیق بود.علاوه بر آن پروفسور لطفی زاده مشاغل علمی افتخاری متعددی را احراز نموده است که می توان به موارد زیر اشاره نمود:استاد مدعو در رشته مهندسی برق در دانشگاه MIT(1968) دانشمند مدعو در آزامایشگاه تحقیقاتی شرکت ای-بی-امIBM در کالیفرنیا(1968.1973.1977)و دانشمند مدعو در مرکز مطالعات زبان و اطلاعات در دانشگاه استانفورد کالیفرنیا(1987-1988) 
در سال 1959 پروفسور لطفی زاده کار تمام وقت خود را با سمت استادی در دانشکده مهندسی برق دانشگاه کالیفرنیا در برکلی شروع کرد.در فاصله سالهای 1963-1968 وی ریاست دانشکده مهندسی برق دانشگاه کالیفرنیا برکلی را عهده دار بود.گر چه پروفسور لطفی زاده در سال 1991 رسما بازنشسته شد ولی همچنان به فعالیتهای علمی خویش در دانشگاه کالیفرنبا ادامه می دهد.در حال حاضر پروفسور لطفی زاده به عنوان استاد ممتاز (PROFESSOR EMERITUS)  مهندسی برق-مدیریت مرکز نرم افزاری کامپیوتری دانشگاه برکلی را عهده دار است.این مرکز بیش از 2000 نفر عضو دارد و یکصد موسسه علمی وابسته اند.تا سال 1965 تحقیقات پروفسور لطفی زاده عمدتا در زمینه تئوری سیستم و تجزیه و تحلیل تئوری تصمیمات بود.در آن سال وی تئوری مجموعه فازی را پایه گذاری کرد وسپس در زمینه کاربردهای این تئوری در حافظه مصنوعی -زبان شناسی-منطق-تئوری تصمیمات-تئوری کنترل-سیستم های خبره و شبکه های اعصاب به تحقیقات گسترده ای پرداخت.در حال حاظر تحقیقات پروفسور لطفی زاده در زمینه منطق فازی نرم افزاری –محاسبات کامپیوتری بر مبنای کلمات –تئوری کامپیوتری ادراک و زبان طبیعی است.
پروفسور لطفی زاده به عنوان کاشف و مبتکر منطق فازی شهرت جهانی دارد.وی طی یک مقاله علمی کلاسیک که در سال 1965 به چاپ رسید مفهوم "مجموعه فازی"را که اساس تئوری تجزیه و تحلیل سیستمهای پیچیده است معرفی نمود که در آن "زبان طبیعی"به جای متغیرهای عددی باری تشریح تجزیه و تحلیل سیستمها به کار می رود.پس از معرفی مجموعه فازی بیش از 15000 مقاله علمی توسط دانشمندان جهان درباره منطق فازی و کاربردهای گسترده آن در نشریات علمی منتشر گردیده و حدود 3000 درخواست ثبت اختراع در این زمینه در کشور های مختلف جهان به عمل آمده است.در سال مالی 1991-1992 کمپانی ماتسوشیتا ی(matsushita) ژاپن به تنهایی توانست تجهیزات و سیستمهای الکتریکی و الکترونیکی ب هارزش یک میلیارد دلار به فروش برساند که در آنها از منطق فازی استفاده می شود.در حال حاظر 12 ژورنال علمی در دنیا چاپ می شوند که در عناوین آنها کلمه فازی دیده می شود.
پروفسور لطفی زاده عضو ارشد(fellow) انستیتوی مهندسی برق و الکترونیک آمریکا عضو ارشد بنیاد گوگن هایم(gugenheim) عضو ارشد آکادمی ملی مهندسی آمریکا –عضو ارشد کنگره جهانی CYBERNETICS عضو آکادمی علوم روسیه-عضو افتخاری انجمن مطالعات  CYBERNETICS اتریش –عضو ارشد اتحادیه بین اللملی سیستم های فازی و عضو ارشد چندین انجمن و موسسه علمی دیگر است.
پروفسور لطفی زاده موفق به دریافت 9 مدال علمی گردیده است که از این تعداد 5 مدال به مناسبتهای گوناگون توسط انستیتوی مهندسی برق و الکترونیک آمریکا و 4 مدال دیگر توسط انستیتوی مهندسی مکانیک آمریکا -انجمن علوم مهندسی آمریکا –آکادمی علوم جمهوری چک و انجمن بین المللی سیستمهای هوشیار به وی اهدا شده است.به علاوه پروفسور لطفی زاده 14 جایزه علمی دریافت نموده  که از آن جمله اهدایی بنیاد معرف هوندای ژاپن اشاره نمود.
دانشگاههای متعدد جهان به شرح زیر با اهدای درجه دکتری افتخاری به پروفسور لطفی زاده از خدمات علمی وی و بویژه به خاطر ابداع منطق فازی که علوم و مهندسی کامپیوتر و تئوری سیستم ها را دگرگون کرده است اظهار قدرشناسی نمودهاند.
دانشگاه تولوز فرانسه-دانشگاه ایالتی نیویورک –دانشگاه دورتموند آلمان-دانشگاه اوویدو(اسپانیا)-دانشگاه گرانادا(اسپانیا)-دانشگاه لیک هد(کانادا)دانشگاه لویزویل(آمریکا)-دانشگاه باکو(جمهوری آذربایجان)-دانشگاه گلیویس(لهستان)-دانشگاه اوستراوا(جمهوری چک)-دانشگاه تورنتو(کانادا)-دانشگاه فلوریدای مرکزی(آمریکا)-دانشگاه هامبورگ(آلمان)-و دانشگاه پاریس
پروفسور لطفی زاده به تنهایی بیش از 200 مقاله تالیف کرده است و در حال حاضر عضو هیئت تحریریه بیش از 50 نشریه علمی می باشد.وی عضو هیئت مشورتی "مرکز فازی آلمان"-عضو هیئت مشورتی مرکز تحقیقات فازی دانشگاه تگزاس-عضو کمیته مشورتی مرکز آموزش مطالعات سیستم ها- عضو هیئت مدیره انجمن بین المللی شبکه های اعصاب –رئیس افتخاری اتحادیه سیستم های فازی بیومدیکال(ژاپن)-رئیس افتخاری اتحادیه منطق فازی و تکنولوژی فازی(اسپانیا)و.... 
پروفسور لطفی زاده قبل از کشف مجموعه فازی در سال 1965 به مناسبت تحقیقات بنیادی خویش درباره تئوری سیستم ها در سطح جهانی شناخته شده بود.وی طی مقاله ای که در سال 1950 در ژورنال"فیزیک علمی"به چاپ رسید به تعمیم تئوری WIENER پرداخت که بعد ها این تئوری کاربرد های فراوانی در طراحی فیلتر های حافظه پیدا نمود.در سال 1952 لطفی زاده با همکاری راقازینی RAGAZZINI ترانسفورماسیون Z را برای تجزیه و تحلیل سیستم های داده به کار گرفت که در طراحی سیستم های کنترل و فیلتر های دیجیتال کاربرد گسترده ای یافتند.در سال 1963 لطفی زاده به اتفاق چارلز دوسورDESOER کتابی درباره"تئوری حالت –فضا در سیستم های خطی "نوشت.انتشار این کتاب به عنوان حادثه ای بنیادی در تاریخ علوم مهندسی کنترل و تجزیه و تحلیل سیستم ها به شمار میرود و امروزه این کتاب به عنوان ابزاری استاندارد در تجزیه و تحلیل سیستم ها از ربوت های صنعتی گرفته تا سیستم های هدایت و کنترل فضایی به طور وسیع مورد استفاده قرار می گیرد.
گر چه منطق فازی کاربردی خیلی وسیع تر از منطق متداول دارد ولی پروفسور لطفی زاده معتقد است که منطق فازی اکسیر و نوشدارو نیست.وی می گوید کارهای زیادی هست که انسان می تواند به آسانی انجام دهد در حالی که کامپیوتر ها و سیستم های منطقی قادر به انجام آنها نیستند.
برداشت آزادی از سایت WWW.tribun.COM

+ نوشته شده در  2008/3/17ساعت 18:28  توسط elçi  | 

سلام دوستلار...

نام و اسامی تعدادی چند از شاعران ونویسندگان تورک آذربایجانی در ایران که..........
در دهه های پیشین که دوران شکوفایی ادبیات در ایران بود در اولین وحله شاعران و نویسندگان تورک زبان باعث شدند که ادبیات در ایران به شکوفایی هر چه تمام برسد ، اما متاسفانه در دوران فاسد و نژاد پرستانه پهلوی بسیاری از منثورات و دیوانها و شعر ها و کتابهای تورکی در ایران به آتش کشانده شدند که در این میان نام بسیاری از این بزرگواران که ادبیات ایران بی وجود آنان پیشرفت نمی کرد،از بین رفتند و به فراموشی سپرده شدند ،حتی دریغ از یک بیت شعر از این بزرگواران در کتابهای درسی و مقالات!!. و از آن دسته از شاعرانی که تورک زبان بودند فقط اشعار فارسی اشان بر جای ماند و آنها فارس زبان لقب گرفتند ،حال نظرتان را به تعدادی از بزرگان شعر و ادب تورکی جلب می کنم.
- حبیب ساحر(شاعر)
-عزیز محسنی(شاعر ونویسنده)
- صمد وورغون (معلم، نویسنده و شاعر)
- علی آقا واحید(شاعر)
- عزیز ائرتن برگن(نوسینده)
- عزیز نسین(نویسنده)
- بهمن وطن اوغلو
- ای.ولی یئو
- دکتر حسین محمدزاده صدّیق (پدید آورنده ی دیوان لغات الترک)
- ا.آلاو(شاعر)
- حسن راشدی(نویسنده)
- بهروز خاماچی(نویسنده)
- حیدر عمی اوغلو(شاعر)
- دکتر جمال آیریملو(نویسنده)
- دکتر محمدعلی فرزانه(نویسنده)
- صمد نظمی(شاعر ونویسنده)
- پروفسور دکتر جواد هیات(نویسنده)
- پروفسور دکتر زهتابی(نویسنده وشاعر)
- بابک اسدی داغداغان(شاعر)
- خانکشی زاده(قارداغلی ولی)(شاعر)
- محمد باهادوری(شاعر)
- بهنام شاهی خیاوی
- مرتضی مجدفر(نویسنده)
- دکتر فیروز رفاهی(شاعر و نویسنده)»»Email:firuzrefahi@yahoo.com
- ائل اوغلو(شهباز)(نویسنده)
- نیگار رفی بیلی (نویسنده وشاعر)
- شکوفه شکوری(آنا)(نویسنده)
- فریدون محمدی(نویسنده)
- هادی قاراچای(نویسنده وشاعر)
- همت شهبازی(نویسنده)
- رامین جهانگیر زاده(شاعر)
- توکل کیانی اصل(کیان خیاو)(شاعر)
- مجید رضازاد عمو زینالدینی (کارشناس ارشد تاریخ)
- اسماعیل شیخلی(نویسنده)
- آرش بابک(نویسنده)
- پروفسور دکتر اسد یعقوبیان(نویسنده)
- تیموری فر
- مهندس سید سلامت
- دکتر غلامحسین فرنود
- محمد گل محمدی(م.قره داغلی)
- رجب ابراهیمی(فرهاد)شاعر ونویسنده)
- ولی شاه محمدی
- مهندس محمدرضا کریمی
- مهندیس اسماعیلی
- مهدی حسن نژاد
- دکتر رحیم رئیس نیا
- کاوس نصیری
- اردشیر نصیری
- آزاد مهر پور
- م.عابدین پور
- اوروجعلی دوزنانی
- علی برازنده خلیلی
- عباس مهیار
- جواد دربندی
- میر هدایت حصاری
- بولود مرادی
- اسماعیل محمدثانی(ممدلی)
- عرف کسکین
- کیان خیاوی
- علی پناهی
- ساولان
- مهدی حاجی محمدی
- محمد شفیعی
-مولوي ( اورنک: دکتر صدیقین ، سیری در اشعار ترکی مولوی،آدلی کیتابینا باخین)
-نظامی(ائل اوغلونون،دیوان ترکی نظامی،آدلی کیتابینا باخین)
-شاه اسماعیل خطایی
- نباتی
- هیدجی
- معجز شبستری
- کریمی مراغه ای
- دکتر رضا براهنی
- دکتر حمید نطقی
- والی گوزتن
- صمد بهرنگی
- علیرضا نابدل(اوختای)
- دکتر داشقین
- عمران صلاحی
- مجید صباغ(یالقیز)
- اسماعیل هادی
- سعید موغانلی
- محمدرضا لوایی
- اسماعیل جمیلی
- گنجعلی صباحی
- حمیده رئیس زاده(سحرخانم)(شاعر)
- طیبه پور اکبر خیاوی( نیگار خیاوی)(شاعر)
- اکرم علی محمدی مراغی( نسیم)(شاعر)
- نیگار رفی بیلی (نویسنده وشاعر)
- حشمت حافظی(شاعر)
- نسیم احسانی
- زهره وفایی(نویسنده)
- آنا آخماتووا
- فریبا وفی
- لاچین اسماعیلی
- ناهید خانیم
- ثریا بخشی
- پروین هارای
- مهناز محمدزاده
- و کثیری از نویسندگان و شاعران دیگر .........
در پایان به جا خواهد بود با قطعه شعری از شاعر تورک زبان آذربایجان استاد شهریار مقاله ام را به پایان ببرم.
تورکون دیلی تک سئوگلی،ایستکلی دیل اولمـاز       اؤزگــــــه دیله قاتسان،بو اصیل دیل،اصیل اولماز
فارس شاعری چوخ سؤزلرینی بیزدن آپـــارمیش       صابــــر کیمی بیر سـفره لی شاعر،پخیل اولماز
تورکــــون مثلی فــــــولـــکلوری دنیادا تـــــک دیر      خان یورقانی،کــــند ایچره مثل دیر،میتیل اولــــماز
آذر قـــــوشونی،قــــیصر رومی اســـــیر ائتمیش       کســــری سوزودور بیر بئله تاریخ ناغیل اولـــماز

تانری امانیندا

+ نوشته شده در  2008/3/15ساعت 17:17  توسط elçi  | 

سلام دوستلار ..

منابع:
www.ocaq.net
www.urmu.birolmali.com
http://www.gajil.20m.com

"سو" دئییبدیر منه اولده،آنام "آب" کی،یوخ!
"یوخو"اویرتدی اوشاقلیقدامنه،"خواب" کی،یوخ
ایلک دفعه کی،"چورک"وئردی منه "نان" دئمه دی
ازلیندن منه "دوزدانه"، "نمکدان"  دئمه دی
انام ،"اختر" دئمه یبدیرمنه،"اولدوز "دئییب او
سو دوناندا،دئمه ییب "یخ"دی بالا،"بوز"دئییب او
"قار" دئییب ،"برف" دئمه ییب،"دست" دئمه ییب"ال"دئییب او
منه هئچواخت "بیا" سویله مه ییب،"گل"دئییب او
یاخشی خاطیرلاییرام،یاز گونو اخشام چاغی لار
باغچانین گون باتانیندا کی،ایلیق گون یاییلار
گل:-دئیه ردی،-داراییم باشیوی ای نازلی بالام!
گلمه سن گر،باجیوین آستاجا زولفون دارارام
او دئمه زدی کی ،-"بیا شانه زنم بر سر تو"
"گر نیایی بزنم شانه سر خواهر تو"
بلی،داش یاغسادا گویدن،سن او سان من ده بویام
وار سنین باشقا انان،واردی منیم باشقا انام
اوزومه مخصوص اولان باشقا ائلیم واردی منیم
ائلیمه مخصوص اولان باشقا دیلیم واردی منیم
ایسته سن قارداش اولاق،بیر یاشایاق،بیرلیک ائدک
وئریبن قول-قولا،بوندان سورا بیر یولدا گئدک
اولا،اوزگه کولک لرله گرک اخمایاسان
ثانیا،وارلیغیما،خالقیما خور باخمایاسان
یوخسا گر زور دئیه سن ملتیمی خوار ائده سن
گون گلر،صفحه چونر،مجبور اولارسان گئده سن

(اصوات - کلمات)
زبان (ترکی) آذربایجانی

زبان امروزی آذربایجان،که در گروه بندی زبانها و کتب دایره المعارف از آن به اختلاف به نام آذربایجانی،زبان آذری و ترکی آذری نام می برند،به زبانی اطلاق می شود،که امروزه اکثریت بزرگ سکنه محدوده ای که از نظر جغرافیائی نام آذربایجان بر خود دارد،به طور عموم و اقوام و عشایر و واحد های پراکنده ای ب هفواصل دور و نزدیک از این خطه جغرافیائی،به آن تکلم می کنند.و احساسها و اندیشه ها و مقاصد خود را در قالب الفاظ و کلمات آن می ریزند.این زبان،در داخل مرزهای ایران زبان محاوره اکثریت ساکنان منطقه شمال غربی کشور (آذربایجان و خمسه)و طوایف و گروههای مختلفی در سراسر ایران است.
زبان کنونی آذربایجان،از نظر منشا و پیوسته گی تاریخی،از زبانهای منشعب از شاخه های ترکی زبانهای آلتائیک است که موطن اصلی آن در ادوار تاریخی،نخست جلگه های وسیع آسیای مرکزی و سواحل ینی سئی بوده و بعدا،در طول اعصار و قرون،در نتیجه مهاجرت و اسکان قبائل و اقوام ترک زبان گسترش یافته و دامنه آن از یک طرف تا سوریه و بین النهرین و از طرف دیگر تا شبه جزیره بالکان کشانده شده و زبان تکلم و کتابت ملل و اقوام مختلف گشته است.
جریان استقرار و رواج ترکی آذری در آذربایجان،از دیر باز موجب گفتگو ها و مباحث گوناگون گشته و عقاید مختلف و غالبا متناقض در این باره اظهار شده است.ولی آنچه که در میان این همه گفتگو ها و نظر پردازیهای ضد و نقیض،محروز و بی گفتگوست،این است که به دلیل هر تقدیر تاریخی که بوده این زبان اکنون قرنهاست که زبان دل و قالب اندیشه و احساس مردم این دیار است.
زبان (ترکی) آذربایجانی،که در گروه بندی امروزی زبانهای ترکی جزو زبانهای گروه جنوب غربی محسوب می شود،در عین حال که در اساس از زبان عشیره اوغوز منشعب گشته است،در سیر تاریخی خود به اقتضای موقعیت جغرافیائی این خطه،از یک طرف با عناصر دیگر ترکی قدیم و در درجه اول با زبان قپچاق،که به وسیله قبایل ترک زبان به نواحی منتقل می شده الفت یافته و از طرف دیگر با زبانهای فارسی و کردی در جنوب و مغرب و زبانهای گرجی و ارمنی و روسی در شمال و شمال غربی مجاورت و آمیزش پیدا کرده است.   
با اینکه این الفت و آمیزش،موجب تاثیر لفظی و متقابل این زبانها در همدیگر گردیده با اینهمه زبان (ترکی)آذربایجانی مانند هر زبان زنده دیگر،سیر تکاملی خود را بر اساس مشخصات ذاتی ویژه خود ادامه داده و ضمن اینکه زبان ادبی آن در ادوار مختلف،به علل تاریخی،تحت تاثیر و جاذبه زبان فارسی و از مجرای زبان فارسی در معرض نفوض لغات و کلمت عربی قرار گرفته و از این رهگذر مقدار نسبتا زیادی لغات مانوس و نامانوس فارسی و عربی در زبان ادبی آن راه یافته،معهذا سیر تکاملی زبان در اساس بر طبق مشخصات ذاتی آن دوام داشته و علاوه بر میراث ادبی کلاسیک،ادبیات فلکلوریک غنی . سرشاری از خود به جا گذاشته که یکی از شکوفاترین ادبیات فلکلوریک بوده تاثیر آن در ادبیات خلق اقوام و ملل همجوار مشهود و نمایان است.
دورنمای کلُی و اجمالی فوق ایجاب می کند قبل از طرح مباحث اصلی گرامر زبان آذربایجان به نکات و مسائل عمومی چندی به اختصار اشاره شود،اشاره به این نکات به آن جهت مفید و ضروری به نظر می رسد که افق دید ما را برای بررسی مباحث اصلی آماده تر خواهد ساخت.
این مسائل عبارتند از:1-زبان یک عامل اجتماعی تحول پذیر2-زبان گفتار و نگارش3-زبان و کلمات بیگانه4-درباره ویژگیهای عمومی زبانهای ترکی.
زبان یک عامل اجتماعی تحول پذیر
زبان پدیده اجتماعی ویژه ای است که به عنوان عامل الفت و وسیله مبادله اندیشه ها و مقاصد و آرا مابین افراد اجتماع عمل می کند.زبان حاصل زندگی جمعی انسانها بوده و به مانند سایر نهاد ها و اشکال اجتماعی پا به پای تکامل جوامع بشری در تغییر و تحول است.
جریان تغییر و تحول تاریخی زبان در عین حال که تحت تاثیر قوانین عمومی تکامل اجتماع انجام می پذیر،حصوصیت های ویژه ای برای خود دارد که ناشی از خصلتهای اجتماعی زبان است.وجه تمایز بارز زبان از سایر اشکال و نمود های اجتماعی در آن است که اولا زبان در مقام مقایسه با آنها عاملی پایدارتر و ثابت تر است.و به همین لحاظ هم تغییر و تحول آن نسبت به نمود های دیگر به آرامی و تدریج انجام می گیرد و ثانیا زبان بر خلاف پدیده های اجتماعی دیگر که معمولا به قسمتی از زندگی اجتماعی و در مرحله معینی از تاریخ تکامل جامعه تعلق دارند،با تمام فعالیت های تجربی و فکری و حسی انسان در تمام ادوار تاریخی ارتباط دارد،جامعه رشد می یابد و پا به پای تکامل جامعه،دانش وهنر و فن و اقتصاد و سایر شئون زندگی نیز رشد و توسعه می پذیرند و این رشد و تکامل،مستقیما در زبان منعکس می گردد و قالب گیری می شود
زبان در دوران تغییر و تکامل تدریجی و ممتد ویژه خود مانند هر پدیده تحول پذیر دیگری از قوانین و قواعد خاصی پیروی می کند که قوانین دورنی یا ذاتی زبان خوانده می شود.این قواعد و قوانین که با خود زبان به وجود آمده و در بطن آن جان می گیرند پا به پای زبان نضج و استحکام گرفته و بر کلیه تحولات و تبدلاتی که در زبان رخ می دهد،نظارت می کنند.
قوانین ذاتی هر زبان،با پیدایش اشکال صوتی و لغات بنیادی آن زبان به وجود می آیند و در خارج از دایره آگاهی یا عدم آگاهی اشخاص بر وجود چنین قواعد و قوانین عمل می کنند.کما اینکه وقوف دانش بشری بر وجود چنین قوانین در ادوار خیلی بعد اتفاق افتاده،در حالی که قوانین ذاتی زبان از روزی که زبان به عنوان وسیله محاوره و تبادل افکار و مقاصد به کار رفته وجود داشته است.
پیش از آنکه تکامل دانش بشری وجود قوانین ذاتی زبان را معلوم کند در صدد ارزیابی تحولات زبان بر اساس این قوانین برآید و در حقیقت تا پیش از پیدایش زبانشناسی علمی،چنین تصوری وجود داشت که زبانها صورتی ثابت و لایتغیر دارند و سعی عمده علمای صرف و نحو و لغت معطوف بر این می شد که صورت ثابت و به اصلاح"دست نخوره"زبان را ثبت کنند و هر گونه عدول از آن را دلیل کفر و نادانی شمارند و کسانی را که ملزم به رعایت آن صور دست و اشکال نشوند،عامی و فرومایه خوانند.
پیدایش زبانشناسی علمی،این امکان را به وجود اورد که زبان نه به عنوان یک پدیده ثابت و متحجر،بلکه به عنوان نمود اجتماعی ویژه تحول پذیر مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.
تانری امانیندا

+ نوشته شده در  2008/3/11ساعت 18:8  توسط elçi  | 

سلام دوستلار...

سلام رفقا.

رفقا می تونن از طریق لینک زیر به وبلاگ من رای بدن.

http://duzli-oghlan.blogfa.com/page/musabiqa.aspx

واژه های ترکی در پارسی
................................................
منابع و مراجع
1.معین،محمد،فرهنگ شش جلدی فارسی
2.دبیر سیاقی،دیوان لغات الترک محمود کاشغری
3.بهزادی،بهزاد،فرهنگ تکجلدی آذربایجان_فارسی
4.زهتابی،محمد تقی،تورکلرین اسکی تاریخی
5.غفاری،رضا،فرهنگ نامهای ترک
6.صفرلی،علیار و یوسفلی،خلیل،آذربایجان ادبیاتی تاریخی
7.پروفسور نظامی خودیف،آذربایجان ادبی دیلی تاریخی
8.عمید،فرهنگ تکجلدی فارسی
9.دیوان حافظ
10.مولوی(مثنوی معنوی،دیوان شمس،اشعار ترکی)
11.دیوان سعدی
12.نجفی،ابولحسن،غلط ننویسیم
13.الغون و درخشان،فرهنگ لغات ترکی استانبولی به فارسی
14.زهتابی،محمد تقی،معاصر ادبی آذر دلیی
15.فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جلد ششم سازمان جغرافیائی نیر وهای مسلح
16.صدیق،حسین،سیری در اشعار ترکی مکتب مولویه  
17.صدیق،حسین،یادمانهای ترکی باستان،نشر نخلهای سرخ،تهران،1376
18.هیئت،جواد،سالنامه های بیست گانه "وارلیق"
19.دهخدا،علی اکبر،فرهنگ لغت بیست و هشت جلدی
20.RESHID ARAT,QUTADGU BILIIG,ISTANBUL,1993
21.صدیق،حسین،شاهنامه ملحمه است نه حماسه،مجله مقام،ش4 ،1378
22.صدیق،حسین،قارا مجموعه،اردبیل،انتشارات شیخ صفی الدین،1378
23.پاشا صالح،علی،مباحثی از تاریخ حقوق،انتشارات دانشگاه تهران،1348
24.حییم،فرهنگ یکجلدی فارسی_انگلیسی
25.TURGUT AKPINARA ,TURK TARIHINDE ISLAMIYAT ,ISTANBUL 1993
26.داشقین،فرهنگ لغات ترکی به فارسی
27.محمد حسین بن خلف تبریزی،برهان قاطع،تهران،انتشارات امیرکبیر،1362
محمد صادق نائبی
Nayibi@Duzgun.net

اگر می بینیم زبان انگیلیسی بخاطر داشتن زبان تکنولوژی غالب واژه های فنی زبانهای دیگر را تشکیل می دهد و یا زبان عربی بخاطر داشتن مفاهیم اسلامی واژه های مذهبی زبانهای مسلمانان را از آن خود میکند پس باید احتمال دهیم زبانی مانند ترکی که متکلمان آن هزاره هایی چند بر شرق و غرب عالم حکومت کرده اند و مردمان جهان از انگلیسی و اسپانیایی و عربی و فارسی و چینی و روسی و آلمانی و ... را تحت لوای خود قرار داده اند در زبانهای دیگر ردپایی باید داشته باشد.چون ترکان جهان در طول هزاران سال تمدن مرزی برای حکومت نداشته اند پس به جرات می توانیم بگوییم : هیچ زبانی در کره خاکی نیست مگر آنکه ردپایی از زبان ترکی در آن وجود داشته باشد.
اروپاییان با علم به این نکته تحقیقات گسترده ای روی این موضوع انجام داده و نتیجه گرفتند که 40 درصد زبان ایتالیائی 20 درصد زبان انگیلیسی 17 درصد زبان آلمانی و ... از واژه های زبان ترکی تشکیل شده اند.اجازه بدهید اینگونه بگوییم : اگر ترکی نبود یک پنجم زبان انگلیسی و دو پنجم زبان ایتالیائی حذف می شد.
پس شکی نمی ماند که این زبان تاریخی و قدرتمند در زبانهای همسایه خود (از نظر جغرافیای نه ساختاری) مانندا چینی و عربی و فارسی نیز نفوذ فراوانی داشته باشد.از این میان زبان فارسی بیش از دیگران در معرض ورود واژه های ترکی قرار گرفته اند.دلیل آن دو مسئله بیش نیست:یکی بخاطر حاکم بودن ترکها بر ایران(فقط بعد از اسلام را اگر در نظر بگیریم 1100 سال ترکها در ایران حکومت کرده اند).دیگری ترکان پارسی گوی بوده است.غالب شعرای ترک اشعار خود را پارسی سروده اند.یا اینطور بگوییم : شعرای فارسی غالبا ترک بوده اند.علت آن بیشتر به ساختار شعری زبان فارسی بر می گردد که تعریف و تمجید شاهان یا به اصطلاح معشوق با این زبان راحتتر است.از طرفی امرار معاش شاعران بیشتر با هدیه ای بود که شاهان در ازای تعریف و تمجید آنان به شاعران می دادند.برای همین فردوسی از دربار غزنوی فرار کرد و شعر ای دوره صفوی بخاطر بی توجهی دربار به اشعار تعریف و تمجیدی متلاشی شدند و غالبا به هندوستان رفتند.
"واژگان زبان ترکی در پارسی" تحقیقی است گسترده روی واژ ه های ترکی که در ادبیات زبان همسایه خود وارد شده است.
در این مجال هزار واژه اصیل ترکی دخیل در فارسی بصورت اتیمولوژِک مورد بررسی قرار گرفته و با منابع کهن ترکی ریشه آنها استخراج می گردد.زبان ترکی مانند زبان های دیگر نیست که غالب کلمات ریشه فعلی نداشته باشند و یا صرف و نحو افعال در آن بی ظابطه باشد.لذا از این طریق می توان ترکی بودن کلمات را اثبات کرد.
واژگان زبان ترکی در فارسی تنها محدود به این واژه ها نیستند.
1.آئینه
=آینا=آی(ماه)+نا(اک)= ماه وش - ترکیب آینا مانند درنا و قیرنا
2.آئیین
= آئیین و اویون= جشن-مراسم جشن باستانی و سالیانه ترکهای چین
3.آباد
=آپاد – آوا – اووا – آواد = از ریشه های قدیمی ترک به معنای جای خرم و سبز- محل زندگی آدمی –بصورت پسوند در انتهای اکثر روستاها –ابد در عربی نیز جمع این ریشه است:ابدالاباد=منتهی الاباد – آوادانلیق= آبادانی – احتمالا اوبا نیز محرف همین کلمه است و ریشه اصلی آباد نیز همان اوب(محل زندگی) است. در واقعیت هم جای زندگی انسانی را آبادی می گویند نه جای پر آب را!که اگر غیر این بود بایستی دریا ها و جزائر را بزرگترین آبادیها می پنداشتیم.احتمال خیلی قوی ائو(=محل زندگی) نیز محرف همین اوب باشد.پسوند آوا از قدیمی ترین پسوند ها در انتهای نام دهات ترک می باشد.
4.آباجی
=آباجی=آغا باجی+آغا(پیشوند احترام برای خانمها)+باجی(خواهر)=خواهر مکرمه و بزرگوار
5.آتابای/ت  
=آتا(پدر)+بای(باخ:بیگ)= بیگ بزرگ –بیگ پدر- طایفه بزرگ ترکمنی
6.اتابک
=آتابک=آتابئیگ=آتا(پدر-بزرگ)+بیگ(ه.م)=خان بزرگ-خان خانان-وزیر-سابقا از رتبه های درباری در حکومتهای ترک(باخ:اتابکان)
ای صبا برساقی بزم اتابک عرضه دار
تا از آن جام زرافشان جرعه ای بخشد بمن/حافظ
7.اتابکان
اتابک از رتبه های بالای درباری بود و سلسله حکومتهائی در نقاط مختلف دنیا تشکیل داده اند از جمله:اتابکان آذربایجان(531-622 ق)-اتابکان اربل(539-630 ق)-اتابکان الجزیره(576-648 ق)-اتابکان شام(497-549 ق)-اتابکان سنجار(566-617 ق)-اتابکان فارس(543-686 ق)-اتابکان لرستان(543-740 ق)-اتابکان موصل (521-631 ق)
8.آتاترک/ت
=آتا(پدر- بزرگ)+تورک=پدر ترک – ترک بزرگ- لقب مصطفی کمال پاشا
9.آتاش
=آداش=آدداش=آد(نام)+داش(هم)=همنام
10.اتاغه
و اتاقه=اوتاقا=اوتاق(ه.م)+ا(اک)=کلاغی با با پرهای بعضی مرغان
11.اتاق
=اوتاق=اوداق=اود(اودماق=آتش زدن)+اق(اک)=جای گرم-اودا=منزلگاه –اواتاغه(م.ه)-اجاق(ه.م) محرف این کلمه است
12.اتالیق/ت
=آتالیق=آتا(پدر)+لیق(اک)=پدری-لله-نگهبان-منصبی در عهد صفوی-اتالیقانه=شایسته
13.اتراق
=اوتراق=اوتور(اوتورماق=نشستن)+اق(اک)=نشست-جلوس-استراحت کاروان بعد از یک حرکت طولانی
14.اتراک
=بنظر همان اترنگ(ه.م) باشد که در ترکی اتره و اترک می گویند. در ترکی اوغوزی یعنی مرد سفید مایل به سرخ-رود مرزی ایران و ترکمنستان
15.اترنگ
=ات(گوشت)+رنگ=رنگ گوشت-صورتی رنگ
16.آتسز /ت
=آدسیز=آد(نام- شهرت)+سیز(اک صلبیت-بی)=بی نام-بی شهرت-بی آوازه-ابن محمد انوش تگین از سلسله خوارزمشاهیان که بین 521 تا 551 ه.ق حکومت می کرد.از آنجا که گاهی آنرا اتسز می خوانند به اشتباه آنرا بی گوشت(ات=گوشت) ولاغر معنی می کنند.
17.آتش
و آتیش=آت(آتماق=نداختن-پرتاب کردن)+یش(اک مفاعله)=پرتاب دوطرفه-به هم تیر انداختن-شلیک به هم –جرقه –شاید آتش به معنای بر افروخته فارسی باشد ولی در معنای اخیر ترکی است.
18.اتلیق
و اتلیغ=آتلیق=آت(اسب)+لیق(اک)=اسب داری-سوار دلاور-شخص مشهور-اتلغ ار=سواره
19.اتو
=اتو=اوت(اوتمک=پاک کردن-زدودن ناپاکی-به آتش گرفتن پشم و مو )+و (اک)=وسیله صاف کردن چین وچروک –اوتویه دوشمک=به اتو فتادن=تغییر ماهییت دادن
20.آتیش بای
آتیش بای=آتیش(باخ:آتش)+بای(بزرگ -افتاده)=مسئول آتشبار-مسئول شلیک-از رتبه های نظامی دوره صفوی

تانری آمانیندا.

+ نوشته شده در  2008/3/9ساعت 16:14  توسط elçi  | 

سلام دوستلار

اگر به دنبال نقدی برای یک فیلم می گردید سری به سایت زیر بزنید اسم فیلم مورد نظرتان را بنویسید تا نقدهای متفاوتی را از آن فیلم توسط دیگران بیابید.

http://www.google.com/movies

تانری امانیندا

 

+ نوشته شده در  2008/3/6ساعت 11:51  توسط elçi  | 

سلام.دوستلار

این سایت که در حال حاضر نسخه بتای آن در دسترس است این امکان را به شما  می دهد که براحتی برای خود یک شجره نامه خانوادگی طراحی کنید.

http://geni.com

یا حق   

+ نوشته شده در  2008/3/4ساعت 17:54  توسط elçi  | 

سلام دوستلار ...

نجه سیز؟

یک مرجع جامع برای برنامه نویسان وب.حاوی دروس آموزشی دربارهHTML

http://www.w3shools.com

سایت ۱۱۸

http://118.tct.ir

انواع گوشی و قیمت آن

http://gsm.ir

مجموعه کتابهای مرجع

http://bartleby.com

ساغ اولین

+ نوشته شده در  2008/3/2ساعت 12:45  توسط elçi  | 

سلام دوستلار...

دوستلار منیم وبلاگیما رای ورمک اوچون بو لینک باش وورون.http://duzli-oghlan.blogfa.com/page/musabiqa.aspx

یاشایین

وقتی جوان آذربایجان محل زندگی خود را برای تحصیل یا کار ترک کرده و به تهران یا سایر مناطق فارس می روند، هنگام بازگشت، نگاه اول حکایت از موفقیت این فرد دارد؛ یعنی وضع ظاهری، نوع آرایش، وضع پوشش همگی حکایت از موفقیت مالی و درآمد خوب آن فرد ( البته به قیاس محل زندگی قبلی خود ) دارد. در کنار این موفقیت مالی، شاهد تغییرات رفتاری و اجتماعی شدن او نیز هستی. آن جوان خجل و سر به زیر که حتی توان سلام کردن به یک جمع چند نفره را نداشت، حالا چنان اعتماد به نفسی بدست آورده که در جمع افراد بزرگتر از خود به راحتی صحبت می کند و هیچ استرسی وجود او را فرا نمی گیرد، بلکه خنده هایی را نیز چاشنی کلام خود می کند.

زنی که به همراه شوهر خود به تهران رفته، گواهینامه رانندگی اخذ کرده و در کلاس های گل دوزی، خیاطی یا قرآن خوانی شرکت نموده است.چرا؟

سطح بررسی خود را بالا برده چنین سوال می کنیم: چرا کسانی که هشتاد سال پیش از آذربایجان جنوبی خارج شده ومدتی یا تمام عمر را در آذربایجان شمالی یا ترکیه زندگی کرده اند، به چنان موفقیت های علمی و فکری دست یافته اند که همگی از مشاهیر و مفاخر ملت آذربایجان جنوبی هستند؟فتحعلی خان آخوندزاده به شخصیتی جهانی تبدیل شد و افرادی مانند جبار باغچه بان، پروفسور زهتابی، معجز شبستری، پیشه وری، حکیمه بلوری، حبیب ساهر، گنجعلی صباحی، میرزا حسن رشدیه، استاد سلیمی، آشیق قشم جعفری و ده ها مورد دیگر هر کدام در موضوعی جزء اختران تابناک ملت آذربایجان محسوب می شوند.

و چرا هنوز هم انسان هایی که موفق می شوند، برای مدتی یا تمام عمر خود را در اروپا و آمریکا سپری می کنند؟ و به چهره های ماندگاری در علم و اقتصاد تبدیل می شوند که پروفسور هشترودی، جوان، هیئت، نطقی، لطفی، ناصری و صدها مورد دیگر تنها مشت نمونه خروار این موفقیت هاست.

حال به قسمت اول سوال ها بر می گردیم. ترک تهران رفته در نگاه اول بسیار موفق به نظر می رسد؛ ولی اگر با او به تهران برگردیم، خواهیم دید که او آن اعتماد به نفس سخن وری را تنها نسبت به محل زادگاه خود کسب کرده است. اعتماد به نفس او نسبی است. او در برخورد با تهران هم جوان خجلی است که توانایی صحبت کردن در یک جمع چند نفره هم سال را ندارد. از آنجا که ارتباط ترک و فارس ساکن در ایران ارتباطی هم تراز و برابر نیست، احساس درماندگی و حقارت به فرد آذربایجانی دست می دهد که تظاهر این درماندگی، تشبه جستن به فارس در رفتار و گفتار است. ما این احساس درماندگی و حقارت ناشی از رابطه استعماری ( فارس با ترک ) را که تظاهر آن، تشبه جستن به فارس در اعمال و رفتار است، تفریس ( فارسلاشماق ) می نامیم. بنابراین موفقیت ترک تهران رفته توام با شکستی عاطفی، اجتماعی و تقلیدی کورکورانه به نام تفریس است. ولی هنوز در کسب برخی مهارت های اجتماعی از همتای مقیم در محل تولد موفق تر است. علت این است:

شوونیسم فارس و سیستم فکری حاکم بر ایران، همه راه های خلاقیت فکری و تلاش آزادانه برای کسب علم و به تبع آن پیشرفت اجتماعی و اقتصادی را مسدود کرده است. نظام فکری حاکم بر ایران مجوز آموزشگاه موسیقی به اردبیل نمی دهد و با یک سری قوانین نا نوشته ای که همه روزه اجرا می شود، مانع از توسعه فکری افراد است که نتیجه مستقیم آن، عقب ماندگی اجتماع آذربایجان است و عقب ماندگی اجتماعی، باعث می شود که افکار عمومی آذربایجان، به راحتی به دخترانش اجازه رانندگی نمی دهد.

پس در قدم اول حرکت ملی آذربایجان سعی در تنویر افکار عمومی آذربایجان دارد و از آنها می خواهد با نگاهی دقیق و ژرف به مسائل، پی به این نکته ببرند که برای کسب موفقیت های مالی بهتر، نباید به تهران بروند؛ بلکه متولیان امر را مجبور سازند تا امکان اشتغال و رقابت آزاد اقتصادی را به آذربایجان بیاورند. پس ما فعالین آذربایجان از مردم خود خواهانیم تا همه آنچه را که امروز تهران و اصفهان دارند، خواستار شوند: آزادی تحصیل به زبان خود در مدارس، اشتغال در شهر خود، و فراهم آوردن امکان توسعه فکری در راستای دموکراتیزه شدن هر چه بیشتر فضای اجتماعی.

چرا آنهایی که مدتی را در آذربایجان شمالی و ترکیه سپری کرده اند، علاوه بر موفقیت های علمی، دچار عارضه ای به نام احساس درماندگی و حقارت نشده اند و در نتیجه نه تنها در امور فردی و خانوادگی موفق بوده اند، بلکه هر کدام به روشنگرانی بزرگ تبدیل شده اند؟

زیرا جامعه آذربایجان شمالی و ترکیه توانسته است پرده های اسارت فکر و عقب ماندگی اجتماعی بسیار بیشتری را در قیاس با تهران پاره کند و امکان موفقیت در چنان فضای آزادی به حدی است که در سایه تلاش فردی، دیگر مانعی به نام تفریس سر راه ترقی وجود ندارد؛ به طوری که هر نوآموز موسیقی، می تواند با بهره گیری از اساتید خود به علی سلیمی و قشم جعفری تبدیل شود.

و سوال آخر اینکه: اگر جامعه ای باز و مدرن مانند اروپا . آمریکا نبود، ما باید تاریخ خود را با حسرت داشتن پروفسورهای نامی می خواندیم؟

هرگز ... حرکت ملی آذربایجان با تشریح و تفهیم این همه عقب ماندگی و علل آنها به ملت تاریخ ساز خود، از آنها می خواهد تا همه آزادی های فردی و اجتماعی موجود در جوامع باز را به اردبیل و زنجان بیاورند و آرزوی دکتر شدن اطفال خود را در شهر خود محقق سازند؛ زیرا تنها درصد بسیار قلیلی از این ملت بزرگ موفق می شوند خود را به آن ممالک رسانده و امکان ترقی و خلاقیت فکری و عملی را بدست آورند.با این حساب، مگر ما می توانیم سایر افراد ملت خود را از این آزادی ها و حقوق محروم سازیم: همه افراد آذربایجان باید در سایه پیشرفت اجتماعی و رهایی از پرده های اسارت، بتوانند در جامعه ای زندگی کنند؛ که به آنها اجازه و امکان دکتر شدن و ثروتمند شدن در شهر خود را می دهد. دکترها و ثروتمندانی که وطن را می شناسد و برای توسعه سرزمین خود، نیروهای جسمی و فکری خود را بسیج می کنند، اسیر افکار وارداتی نیستند. نه ذهنیت حقارت و درماندگی دارند و نه عینیت تشبه جستن به فارس ها. این یعنی آزادی انسان آذربایجانی ...
منابع:
www.oyrenci.com

http://azadurmu.blogfa.com/post-492.aspx

یاشاسین آذربایجان

تانری امانندا

+ نوشته شده در  2008/2/26ساعت 9:9  توسط elçi  | 

سلام لار...

دوستلار ترکی وبلاگ لار ایچینده بیر مسابقه قورولوب کی منیم وبلاگیما رای ورمک اوچون بو لینک دن الیه بولرسیز

http://duzli-oghlan.blogfa.com/page/musabiqa.aspx

سلام رفقا.

ابزار رایگان اوپن سورس برای رمزگذاری فایلها با الگوریتم های مختلف

http://www.truecrypt.org

دنیای تصاویر سه بعدی

http://www.3dwordmag.co.uk

تمام فونتهای خارجی

http://www.betterfonts.com

تانری امانندا

+ نوشته شده در  2008/2/24ساعت 18:37  توسط elçi  | 

سلام دوستلار...

ساغ اولین کی بو وبلاگا باش ووروب منی آرتیق سویندیریسیز.یاشایین

سلام رفقا. اگر حالشو داشتین در عرض ۱ دقیقه در نظر سنجی شرذکت کنید و به وبلاگ من رای بدین از طریقی لینک زیر:

http://duzli-oghlan.blogfa.com/page/musabiqa.aspx

با مراجعه به سایت زیر فرد مورد نظر از قبیل(بازیگر.خواننده.و...) را از تو لیست انتخاب کرده و با کمی صبر کردن نتیجه را خواهید دید.

http://www.stardoll.com

فعلا علی یارتون  

+ نوشته شده در  2008/2/21ساعت 16:26  توسط elçi  |