سلام رفقا..
Google را بر عكس ببينيد.
http://elgoog.rb-hosting.de/index.cgi
جالب اينكه بايد همه چيز رو برعكس بنويسيد.و جالبتر اينكه بدون فيلتره!
تانري امانندا
يا حق
Azəri Blog
سلام رفقا..
Google را بر عكس ببينيد.
http://elgoog.rb-hosting.de/index.cgi
جالب اينكه بايد همه چيز رو برعكس بنويسيد.و جالبتر اينكه بدون فيلتره!
تانري امانندا
يا حق
نجه سیز؟ساغ اولین کی وبلاگا بیر باش ووروب و اورک سوزلرییزی توپلویوسیز.ساغ اولین.شاد یاشایین.
سلام رفقا.ممنون که به وبلاگ سر میزنید و با نظر هاتون منو در وبلاگ نویسی یاری می کنید.
در تاریخ همیشه مردانی وجود داشته اند که با وجود این که مقام و منزلتشان بسیار بلند و رفیع بوده اما همواره در طول تاریخ از ان ها یاد نشده و یا حداقل کمتر یادشده .یکی از این مردانی که با وجود این که جایگاهی بسیار رفیعی در دنیا دارد اما همواره( لااقل برای ما) گمنام بوده است کسی نیست جز یکی دیگر از فرزندان اذربایجان یعنی شیخ صفی الدین اورموی.
عبدالمومن بن يوسف بن فاخر صفي الدين اورموي معروف به شيخ صفي الدين اورموي دانشمند، موسيقيدان و خوشنويس برجسته ، در سال 613 هجري قمري دراورميه (آذربايجان) به دنيا آمد و در كودكي به بغداد رفت.
در بغداد او در دربار خلیفه کار می کرد و در همان جا نواختن عود را فرا گرفت و در اين حرفه قابليت وي بيش از خط (خوشنویسی) بود.
وی اولین بار اصوات موسیقی را از حالت سماعی به صورت مکتوب دراورده است.
آنچه نام صفيالدين را براي هميشه در تاريخ موسيقي زنده نگاه مي دارد دو اثر گرانقدر او به نام «رساله شرفيه» و «الادوار» است.البته کتاب الادوار او اخیرا به زبان تورکی هم چاپ شده است. اثر ديگري به نام «فيالعلوم العروض و القوافي و البديع» داشته كه خوشبختانه مانند دو اثر او در موسيقي مصون از حوادث باقي مانده است. كتابهاي صفيالدين اورموي براي كساني كه بعد از او در موسيقي كار كردهاند حكم مأخذ و مرجع را داشته است.
صفيالدين هنگامي كه در اصفهان بوده است يك نوع عود به نام «نزهت» و نوعي سنتور به نام «مُغني» نيزساخته است.
از شاگردان او نیز می توان به سهروردی اشاره کرد که چند سال در خدمت او شاگردی کرده است.
گفته اند «شيخ صفي الدين اورموي» با نواختن عود در« كاظيم داشي» اورميه هلاكوخان را به آرامش و خونسردي فرا خوانده است. شيخ صفي الدين اورموي پس از 80 سال زندگي پربار در گذشت اما هنوز اطلاع دقيقي از محل دفن او وجود ندارد اما در بعضي منابع امده است كه وي در گورستان سرخاب تبريز به خاك سپرده شده است.
اما در اینجا سوالی که وجود دارد این است که چرا باید فردی به این شایستگی و بزرگی که از افتخارات نه تنها اذربایجان و نه تنها شرق بلکه افتخاری است برای جهان اینچنین از افکار ملت اذربایجان بیگانه باشد؟
امیدوارم در آینده ای نزدیک که فرزندانمان زبان تورکی را در مدارس خواهند آموخت با اسطوره های تورک نیز که در بین ان ها این فرزند تورک اورمو نیز وجود دارد بیشتر اشنا شوند و همواره وقتی که اسم و نام ملت تورک به میان می اید از ته دل و با افتخار به تورک بودن خود بنازند.
yashaurmu.blog
منبع:اورمو کیتابخاناسی
تانری امانندا