تبليغاتX
Azeri Blog

Azeri Blog

Azəri Blog

دوستلار سلام...
تاريخده تايي بنزري اولمايان خسته ليکلردن بيري، اؤز تاريخينه، گئچميشينه و باشينا گلنلره اؤزنسيز اولماق دير. بو اؤزنسيزليک زامان زامان اؤز نگاتيو اتکيلرين گؤزستيرسه ده، گئنه ده اؤزنسيز اولان خسته اؤزونه دوزن وئرمک ايسته مير! بو خسته لر بيزلريک!

داها دونن خوجالي-دا بيزلري قيريلار، قاراباغي آلديلار، آذربايجاني بؤلدولر، تورپاغيميزدا اولکه لر ياراتديلار، اسير آلديلار، سورگون ائتديلر آما، بيز بير ايش گؤرمه ديک! بونلاردان سندلي آرشيو ياراديب، گئجه گوندو لوببيچيليک ائديب، ميللي قازانجلاريميزا آرتيرماق يئرينه، آخشاملار تئز ياتيريک کي اولان گئدنلري اونوتاق!

۶۰ ايل بوندان اؤنجه گونئيده ميللي بير هوکومت قورولدي، آزييلا چوخويلا ۱ ايل ميلته خيدمت ائتدي. اونو دئويرنلرين آرشيولري يالانلارلا دولوب، آما بيز، آرخيو ندي و نئجه اؤنمليدير بيله بيلميريک!

ميللي هوکومتين گئنج فداييلري ايندي ۷۵-۷۰ ياشيندالار، آغساققاللاردان چوخونو اييتيرميش ساييليريک. آما، بير گرچک واردير کي، دونيادان گئدنلرين بيلديکلري، ياپديقلاري، خاطيره لري و گؤردوکلريده اونلارلا گئديب! بو، بيزه و گلجگيميزه آغير ضربه دير. آغير ايتگي وئرميشيک، بيز.

ايندي گرک قاپي قاپي دولانيب، ميللي هوکومت دئورينده ياشايانلاري، مووافيق يا موخاليف، تورک يا غئيري تورک، مقاملي يا مقامسيز، تاپيب و دينديره ک. بو دؤنم بيزيم اوچون ان اؤنملي دؤنملردندير و حتّی دئمک اولور کي گله جگيميزين شکيل وئره نيدير.

يوخ، من اينانميرام بيز او ميلت اولاجاييق کي اؤز تاريخينه اؤزنسيز اولوب. ال اله وئريب و اولان بيتنلري دوغرو اولاراق سندلره چئويرمه ليگيک. بو يولدا، اليميزدن گلن يارديمي بير بيريميزه وئرمه لي و اليميزده اولان ايمکانلاردان يارارلانماليييق. بو ايشده قارشي دورما يوخ، کي ايش بيرليگي آپارماق گره کي ر.

يازيق کي ميللي فعاللار آراسيندا بئله بير قوروملاري ياراتماغ اوچون يئترلي و گوجلو دوشونجه يوخدور. نئچه تک باشينا چاليشانلا، بو زنگين تاريخي، بو باشي بلالي گئچميشي و الدن وئرديکلريميزي کيمه و نئجه ايثباتلايا بيلريک؟

من اينانيرام کي بو ايشه گئج قالميشيق آما، ايندي باشلاساق، گئنه قازانميش اولاجاييق.

يئني چاغدا يئني وسايتلرله بيزيم ايشيميز داهادا قولاي اولماليدير. بو بيزيم ايلک آماجلاريميزدان اولماليدير کي، هر نه تئزراخ ياشايان تاريخلريميزي، آغساققال و آغبيرچکلريميزي دينديريب، اولان گئدنلردن بيلگي توپلاياق.

۲۱ آذر سوغوشدو، ۲۶ آذر گلدي، ديليميزي يانديريبلار، سسيميز نئجه چيخماييب؟

گلين بيرليکده تاريخيميزي يازاق، گؤرئو ايچريده اولانلارا دوشور ان چوخو، آمابيزلرينده پايي اولا بيلير. مادي، تئکنيکي و يايينلاماق کيمي ايشلري گؤرمک بيزلر اوچون قولاي اولور. يئتر کي ايچريدن بيلگيلر توپلانسين و خاريجده کي ميللي و چاليشقان فعاللارا چاتسين. ايسته سک باشاراجايييق، نئجه کي مهبوسلاريميزين سسين دونيايا چاتديرديق، نئجه کي مي (خرداد) حاديثه لرين تاريخده يازيلميش ائديب و يازيلي قالماسين قارانتييا آلديق.

ايچريده ياشايان اينسانلاريميز حتّی بالاجا موبايل تئلئفونلا بيله بؤيوک خيدمت ائده بيليرلر. سسلي دانيشيقلار، شکيللي و سندلي يازيلار، آدلار، يئرلر، اولايلار، هاميسي يازيلماليديرلار. ايشه باشلاماليييق، اينانين.

وارليغيميزي تانيماساق، باشقالاري اونا صاحيب اولاجاقلار
تانری امانندا
+ نوشته شده در  2007/12/18ساعت 18:34  توسط elçi  | 

دوستلار سلام...

نجه سیز ؟انشالله یاخشی اوللاسیز.منیم دوستلاریم نان بیری بویورموشدی کی نیه من وبلاگ دا کپی نی قدغن المیشم؟

عزیز دوستوم آقا بهزاد چون بعضی لر مطالبی کی در مورد آموزشی یازیرام کپی الییلر و بدن منبع یازیلار و چون من مطالبلر زحمت چکیرم اونا خاطر .

مقدمه:

«تاريخ انتظارات کوتاه را مبدل به ياس مي سازد و آرزوهاي طولاني را بر آورده مي کند»

هرکسي وظيفه اي را برعهده گرفته است. و وظيفه ما به عنوان نسل پيشرو جامعه بازشناسي حقوق ملت و ترغيب آحاد مردم در جهت بازسازي آن مي باشد. چه اينکه نياز مبرم امروز به اين است که با دست آوردهاي فکري و فلسفي دنياي امروز آشنا تر شويم تا مردم خصوصا” نسل جوان جامعه براي رشد فکر و ايده دستش بازتر بشود و امکان پيدا بکند تا برخورد انتقادي تري با جامعه داشته باشد. با وجود اينکه موانع شديدي که در مسير گفتگو پيشرو است. وظيفه اين است تا دري را براي يک فضاي تازه باز کنيم تا آحاد مردم نگاهشان را در برخورد با تجربيات تاريخي شکل تازه بدهند و بارور تر کنند. تا وقار و شان بشري و اميزه هاي فرهنگي منبعث از آن در ساختاري انساني, شکيل و اصولي پر معناتر بشود.

عنصر اصلي و مبناي اصول اجتماعي, بسط حقايق عدالت بين افراد و تعديل حيثيات اجتماعي است و يگانه وسيله نشر عدالت, تساوي حقوق نسبت به افراد جامعه و اجرا قانون مساوات است.

در تمام شئونات براي سعادت حوزه اجتماعي بشري بايد در همه چيز و همه جا حقايق عدالت منتشر و حقوق تساوي جاري شود.

براي ترويج مقاصد عاليه و نشر افکار و انديشه اجتماعي بايد همه مقتضيات عصر و مناسبات وقت را در نظر داشت.

اشاره:

در اين نوشته تلاش داريم به اختصار به حقوق ملي ملت تورک آذربايجان جنوبي در ساختار ايران بپردازيم. اگر چه تعريف حقوق ابتدايي در هزاره سوم و قرن ارتباطات و اطلاعات قدري ناموس مي نمايد و به دوره اواخر قرون وسطي اروپا شبيه تر است آنهم در بطن تحول عظيمي که جهان را به سوي خود مي کشد. باز جهت روشن تر شدن موضوع و آگاهي رساني اشاراتيبه مباحث مورد بحث مي نماييم.

فرهنگ اذربايجان :

هر جامعه اي داراي ارزشهايي است که هويت آن جامعه به شمار مي رود, و وجود استواري آن جامعه به بالندگي و پويايي اين ارزشها بسته است و اين پويايي به ظهور نمي رسد, مگر اينکه افراد جامعه ارزشها را باور کرده و به آن عمل نمايند و به تعبيري نهادينه شدن ارزشها و فرهنگ آن جامعه, ضامن سرزندگي حيات و بالندگي جامعه مي باشد. از اينرو فرهنگ اذربايجان با تمام اندوخته ها و ارزشهاي فرهنگي – اجتماعي نيازمند ضروري توجه به اين مقوله است. چنانچه اگر بتوانيم بستر پذيرش فرهنگ و ادبيات را در جامعه به گونه اي شايسته فراهم کنيم به يقين فرهنگ آذربايجان با ادبيات قوي خويش خيزش به خلق آثار عظيم و ارزشمندي را نويد خواهد داد. اگر بتوانيم به خواسته هاي به حق مردم پاسخ گوييم که ( از جان و مال خويشتن گذشتند و در جريان انقلاب و سپس جبهه هاي جنگ نابرابر خونهاي بسيار ريختند و جانفشاني ها کردند) در ان موقع عظمت و شکوه فرهنگ و مناسبات اجتماعي مردم را به وضوح نمايان خواهيم ديد درست است که چکيده اين مبارزات در اصل نوزدهم قانون اساسي گنجانده شده است که « مردم ايران از هر قوم و قبيله که باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ, نژاد, زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود». متاسفانه در جامعه از طرف سياستگذاران و مجريان حکومت بدين شکل تفسير مي شود که « نخواهد بود» به آينده اطلاق مي شود و برنامه ريزيهاي کلاني که با بيت المال ( سهام همه فرهنگها) تامين مي شود در جهت ترويج زبان فارسي, فرهنگ, موسيقي و آموزش فارسي و ادبيات ان در لواي ادبيات ايران هزينه مي گردد. تا به اين روند که در دوره هاي گذشته اصلي ترين حرکت بود جامه عمل پوشانده شود. البته با تعريف خاصي که با روند حکومتي شان انطباق داشته باشد!

بطور نمونه سازمان عريض و طول تبليغات اسلامي بجاي تبليغ اسلام و شعاير مذهبي و اسلامي که اصلي ترين و اساسي ترين عنصر تشکيل حکومت در ايران مي باشد, در تبليغ زبان و ادبيات فارسي نه تنها در داخل کشور بلکه در گستره جهاني با ايجاد مراکز و کرسيهاي تدريس زبان فارسي و انتشار نشريات مختلف مشغول است و يا اينکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بجاي تبليغ و ترويج فرهنگ اصيل اسلامي و ارشادات اين دين, عمده ترين فعاليتش تبليغ و ترويج زبان, موسيقي, سينما و فرهنگ قوم فارس مي باشد. بدين حال نياز اساسي مي طللبد تا بازنگري به اين روند حرکتي از طرف روشنفکران جامعه بعمل ايد در غير اين صورت ادامه اين حرکت به دلزدگي و بي اعتمادي جامعه و فرهنگهاي مختلف منجر خواهد شد.

ادبيات و زبان آذربايجان:

تولد و ظهور ادبيات با تولد و ظهور انسان ابتدائي همزمان است از اين رو ادبيات منعکس کننده شکل ويژه زندگاني و فرهنگ هر جامعه است. ادبيات به واقع بيان کمبودهاي زندگي است و با صدور هيچ فرماني نمي توان ذات ادبيات را تغيير داد و مظلوميت ادبيات اذربايجان خصوصا” نثر ترکي اذربايجاني بر کسي پوشيده نيست چه انکه همين نوشته نيز اسير همين مظلوميت است. و زبان پديده اي است بسيار کهن و نقش آن در حيات انسان بسيار کليدي و ارزشمند مي باشد و تکامل اجتماعي انسان در جامعه تنها از طيق زبان است که منتقل مي شود. اگر چه بطور شايسته به اهميت آن در زندگي فردي و اجتماعي خود پي نبرديم اما بدون شک و ترديدي زبان به عنوان يکي از نهادهاي بنيادي جامعه و از عنصر بسيار مهم در فرهنگ اجتماعي مي باشد و وقتي سخن از حفظ و تقويت فرهنگ اجتماعي به ميان مي آيد, زبان نيز به عنوان يک عامل اساسي مطرح مي شود و به توصيفي زبان همچون رشته اي, فرهنگ گذشته و حال را به هم مي پيوندد. و در اين ميان زبان ترکي آذربايجاني نيز جهت همين اهداف مي بايست پاسداشت شود. زبان مردم آذربايجان زبان قوي, با قاعده و فراگير ترکي است. از شاخه ترکي غربي با لهجه آذربايجاني. اين زبان قرنها آلام و دردها, آرزوها و اميدها و بسياري ديگر از فراورده هاي ذهني و فکري انسان تورک اذربايجاني را در خود گنجانده و به طرز زيبايي به عرصه ادبيات بشري هديه داده است. چه آنکه باياتي ها شکل خاصي از ادبيات مردمي-شفاهي, خلق اذربايجان که در تکاپو و جدال با گذر زمان خلق و در دل توده مردم سروده و سينه به سينه به نسل ها انتقال داده شده است. و يا ادبيات نثر و نظم آن در نوع خود آثار کم نظير و جاودانه اي به ملت ترک زبان و در کل به گنجينه بشري تقديم کرده است. لذا براي يک آذربايجاني زبان ترکي به عنوان يک اصل هويتي مطرح است. با صرف نظر از اينکه در سده معاصر حکومتها جهت برخي نيات جاهلانه و نژادي سعي در محو اين زبان حداق در حصار مرزي ايران تلاشها و فعاليتهاي گسترده اي انجام داده اند و تا حال نيز کم و بيش به اين فعاليتهاي متحجرانه دست مي زنند. اما بواقع يک آذربايجاني با زبان ترکي وجه فرهنگي و هويتي به خود مي گيرد و بدون زبان ترکي, از فرديت آذربايجاني هيچگونه معنا و تعريفي نمي توان داد. و با عنايت به اصول اوليه قانون اساسي نشر و آموزش اين زبانها که از وظايف دولت و امور اجرايي منظور شده است که متاسفانه نزديک به سه دهه بعد از نوشته شدن و تصويب مردمي اين قانون به عرصه عمل درنيامده است.که عدم عملي نشدن اين اصول که از ضروريات اصلي و اوليه دموکراسي و کثرت گرايي است مغاير با قوانين بين المللي و داخلي مي باشد.

راديو – تلويزين و آذربايجان:

در دنياي امروز نياز به اطلاعات براي زندگي بهتر, يک امر آشکار و ضروري است. اطلاعات به منزله محور موفقيت فرد و جامعه شناخته شده است و حتي برخي صاحب نظران آن را پيش نياز توسعه قلمداد نموده اند. در وضعيت کنوني, اطلاعات آنچنان با با زندگي انسان عجين شده است. که جز جدايي ناپذير آن محسوب مي گردد. از اينرو ارتباطات به مثابه عامل اصلي و اساسي رشد و توسعه زندگي مادي و معنوي انسان شناخته شده است و راديو و تلويزيون بعنوان ابزار اطلاع رساني و انتقال انديشه ها در عصر حاضر امکان آموزش و اطلاع رساني از طريق روشها و شيوه هاي مختلف امکان پذير ساخته است.

راديو و تلويزيون روز به روز جايگاه دائمي خود را بين اقشار جامعه باز مي کند و بر مخاطبين خود مي افزايد. شايد بتوان اين دو رسانه صوتي و تصويري به عنوان قدرتمندترين نهاد گسترش و رواج فرهنگها در عصر حاضر دانست. چرا که استفاده از وسايل ارتباط جمعي با شتاب روزافزون صورت مي گيرد. در اين دو رسانه فراگير برنامه هايي که ساخته مي شوند در هر کشور با کمال دقت و در نظر گرفتن همه موارد و نکات اساسي موجود در بافت اجتماعي, فرهنگي و سياسي جامعه و حفظ حرمت به فرهنگهاي مختلف در حصار مرز آن کشور توليد شوند تا بتوانند کشور را به سوي اتحاد و همبستگي ارزشي و اصولي و پايدار هدايت کنند. در غير اينصورت با مشکلات هم از جهت ساختار وجودي و هم از جهت گسسته شدن رشته هاي همنوايي و همکاري مواجه خواهند شد.

در نگاهيي به صدا و سيماي ايران آنچه بيش از هر چيز نمود عيني مي يابد نه تنها توجه نکردن به فرهنگ, زبان و آداب و رسوم گوناگون و متنوع که در داخل کشور هستند. بلکه تحقير, استهزاء و بد جلوه نودن فرهنگ هايي که در چرخه سياست گذاري فرهنگي به دليل ذهنيات انحصار گرايانه مورد توجه نيستند و ساخت و پخش برنامه هاي پر هزينه اي جهت تحليل, فراموشي و ادغام آنان در يک سيستمي که تنها يک فرهنگ گزينشي ارزشمند و بها داده مي شود, هستند. توجه به ساختار حکومتي کشور ايران نياز اساسي مي طللبد تا بانيان و دست اندرکاران اين دو رسانه که در ايران در انحصار حکومت است. با توجه به گسترش روز افزون ماهواره ها که بي هيچ درد و سر و با کمترين هزينه اي وارد خانه ها مي شوند و يا اينترنت که فضاي کاملا” خاص, بديع و بسيار فراگير و ارزشمند را براي مخاطبين بوجود مي آورد بازنگري و بازسازي ريشه اي در نگاه به برنامه هاي صدا و سيما با رويکردي اصيل و نه سفارشي! به خواسته هاي مردم و فرهنگ هاي متنوع جامعه, نياز اساسي است. تا دست اندرکاران اين امر خطير راهکارهاي مناسب را با همکاري و همفکري روشنفکران, روانشناسان, جامعه شناسان و در کل عموم مردم طرح ريزي کرده و به مورد اجرا گذارند.

سينما و فرهنگ اذربايجان:

سينما هنري غني تر و متنوع تر از هنرهاي ديگر است, زيرا در اين هنر تصوير و صوت بهم آميخته اند و سکون و حرکت با هم تاليف يافته اند. سينما علاوه بر اينکه هنر و يکي از محصولات ارزنده فرهنگي بشمار مي رود. از وسايل مهم و موثر نشر و اشاعه افکار است. و بعبارتي گويا تر سينما آموزشگاهي است که در ان مدرسه نديده ها و بيسوادان نيز درس زندگي مي گيرند. از اينرو بسياري از مباحث را به بهترين وجهي مي توان بدين وسيله تعليم داد. امروزه سينما به عنوان يک صنعت و هنر در عرصه جهاني نقش مهمي ايفا مي کند. از اينرو توجه به صنعت سينما امروزه مي تواند در راه اعتلاي فرهنگ و اشاعه آن نقش اساسي و سازنده اي داشته باشد و صاحبان اين صنعت عظيم هنري استفاده فراواني از آن در جهت خواسته ها و آرزوها و اهداف پنهان و آشکار خود مي کنند و متاسفانه در ايران نيز فرهنگ غالبي در جهت تضعيف ديگر فرهنگها همت مي گمارد و البته اعتلاي فرهنگ خويش را متاسفانه در نابودي ديگر فرهنگهاي حول و حوش خويش جستجو مي کند با اين اوصاف فرهنگ اذربايجان نيز هنوز در پشت ديوار دولتي و برنامه هاي ان نظاره گر تهاجمات بي امان از هر دري است. و مات و مبهوت گام در هزاره سوم ميلادي گذاشته است. و فرهنگ اذربايجان خسته از ناملايمات هاي دشمنان و بي توجهي هاي دوستان راه خويش را بدون هيچ گونه ابزار تمدني به سوي اينده اي…طي مي کند. البته ناگفته نماند که توجه به اين مقوله حساس و در عين حال فراگير سرنوشت فرهنگ ها را در هزاره سوم ميلادي روشن خواهد کرد و پايه هاي تغيير تحول در چندين دهه اخير به روشني نمايان شده است. و راديو و تلويزيون و سينما چهره جهان را تغيير داده اند. و اين تغيير و تحول هيچ توفيقي به فرهنگ اذربايجان نکرده است. هر چند که با تلاش و همت دلسوزان و انديشمندان آذربايجاني چند فيلم کوتاه و بلند تهيه شده اما آداب و رسوم و سنن آذربايجان هنوز در اين قرن ارتباطات و تکنولوژي عظيم صوتي و تصويري بصورت شفاهي و دهان به دهان از نسلي به نسلي ديگر انتقال مي يابد و در هر دوره قطعه اي از آن به عوامل گوناگون دروني و بيروني شکسته و محو مي شود. و در ايران با وجود آنکه حق تساوي حقوق و تقسيم عادلانه دارايي ملي بين مردم از هر مليتي و زباني که هستند از اصلي ترين اصول قانون اساسي کشور به شمار مي رود متاسفانه در اين عرصه نيز سرنوشت فرهنگ اذربايجان در تنور جهالت هاي کور انحصاري مي سوزد.!

موسيقي آذربايجان:

موسيقي بخش مهمي از فولکور ملتها و آئينه تمام نماي احساسات و علاقه منديهاي عامه مردم است. اين بخش از فرهنگ عاميانه, در طول تاريخ و در ميان همه ملل ريشه اي عجين شده با تار و پود زندگي انها داشته است. در بين بخشهاي مختلف فرهنگ عاميانه, موسيقي شايد تنها پديده اي باشد که آدمي از تولد تا مرگ با ان همراه است. اما از بين انواع موسيقي, موسيقي فولکوريک اصيل ترين و پاکترين موسيقي هاست.

موسيقي آذربايجان نيز براي آنکس که حتي گوش به نواي دلنواز ساز«عاشيق»ها سپرده است يادآور اصيل ترين, زيباترين و غريب ترين موسيقي هاي شرقي است. که با وجود ريشه هاي عميق تاريخي و فرهنگي, غربتي حزن انگيز بر بلنداي خود « ساوالان » دارد. «عاشيق»ها که سالهاي متمادي و طولاني دردهاي آذربايجان را در سازشان نواخته اند. روايتگر فرهنگ شفاهي و تاريخ و حماسه ها, رويدادها و فرهنگ اين ملت بوده اند و آهنگهاي زيبا نواخته اند. متاسفانه بي توجهي سازمانهاي مرتبط, تبليغ و ترويج موسيقي فارس با تعريف خنده دار موسيقي ايراني نفوذ موسيقي غربي در ميان جوانان باعث گرديده, موسيقي اصيل آذربايجان در غربت افتاده است. راديو و تلويزيون که اصلي ترين و گسترده ترين رسانه در راه ترويج و تعالي فرهنگ است با وجود اينکه از ماليات هاي کل غرهنگ هاي داخل ايران تامين مالي مي شود با تاسف فراوان هيچگونه توجهي به امر معرفي و ترويج موسيقي آذربايجان وقعي نمي نهد و فقط در روزهاي خاصي جهت تهييج افکار مردم آذربايجان و استفاده از مشارکت آنان به پخش موسيقي آذربايجاني با مضمون سفارشي مي پردازد.

اقتصاد و توسعه آذربايجان:

موقعيت منحصر به فرد و استراتژيک و ارتباطي آذربايجان از يک سو, وجود آب و هواي مناسب و خاک حاصلخيز و دشتها و جلگه هاي وسيع و مرغوب و مناظر و جنگلهاي مصفا و ديدني و پتانسيلهاي عظيمي چون معادن, کشاورزي, دامپروري, حمل و نقل, تراتريت کالا و مسافر و… از سوي ديگر, آذربايجان را در يک موقعيت کاملا” مناسب براي توسعه و آباداني قرار داده است. اما عدم توسعه آذربايجان با وجود پتانسيل هاي بالقوه باعث تاراج داراييهاي اقتصادي-مالي فکري و فرهنگي آن, چه از طريق مهاجرت و چه از طرق مختلف گرديده است. و اينکه مهاجرت از اين سرزمين حاصلخيز چه توجيهي مي تواند داشته باشد, با نگاه به روند مهاجرت به مقصد تهران خصوصا” با پيروزي انقلاب اسلامي شدت و شتاب بيشتري بخود گرفت. بگونه اي که چهار تا پنج ميليون آذربايجاني در پايتخت ايران (تهران) با تمام داراييهاي اقتصادي – فرهنگي بزرگترين شهر ترک نشين ايران گرديده است و همچنين مهاجرت به اصفهان, اراک, يزد, کرمان …اين مهاجرت هاي بي رويه, ضربات کمرشکني به اقتصاد و توسعه نيز پويايي فرهنگي آذربايجان وارد ساخته است و ثروتهاي مادي و معنوي اين سرزمين را در يک روند سيستماتيک و زيربنايي بر باد داده و مي دهد. از اين رو عمده ترين و اساسي ترين عامل مهاجرت آذربايجان بدون شک ناشي از تقسيم ناعادلانه امکانات, صنايع و موسسات اقتصادي و علمي نشات مي گيرد. که متاسفانه در سده اخير در ايران انديشه هاي بسته و حکومتهاي توتاليتري باعث گرديده است که روند توسعه و آباداني ايران از يک روند منطقي و اقتصادي به يک روند کاملا” غير اصولي و بي بنيان تبديل شود. چه آنکه در دوره حکومت رضا و محمدرضاي پهلوي شمال کشور خصوصا” منطقه مازندران بدليل آنکه زادگاهشان بود مورد توجه خاص قرار گرفت و توسعه بنادر و مبادلات دريايي در شمال و ساخت و سازهاي ضربتي, عمده فعاليتهاي اقتصادي کشور گرديد و آذربايجانيان در اين دوره بدليل فقر اقتصادي ناشي از استعمار و بي توجهي به آنان عمده مهاجرتشان به شمال و در راس آن مازندران بود. گرچه بدليل برخي تضادهاي فرهنگي و آب و هوايي کمتر در آن منطقه اسکان يافتند. در دوره سازندگي بعد از انقلاب نيز متاسفانه طرحها و سرمايه گذاريهاي کلان با زدوبندها و اعمال نفوذ شخصيت ها و باندهاي سياسي در چند استان انباشته شده است. از جمله در فاصله سالهاي (1368 الي 1376) در دوره حکومت هاشمي رفسنجاني کرماني, استان کرمان با جهش فوق العاده! توسعه اصلي ترين مرکز توسعه معادن و صنايع و …در کشور گرديد و همچنين اصفهان و يزد و اراک نيز در ساختاري کم و بيش به همين صورت در دوره حکومت خاتمي يزدي نيز فقط به يک مثال بسنده مي کنم که تنها در بزرگداشت ياد و خاطره مرحوم روح اله خاتمي پدر رئيس جمهور دهها پروژه با نام و ياد آن مرحوم افتتاح شد از جمله صنايع, دانشگاه, راه آهن و راههاي متعدد ترانزيتي و…در يزد! و مضحک آورتر اينکه استاندار انتصابي اردبيل جناب محمود احمدي نژاد براي شهر عقب نگه داشته شده اي چون اردبيل کمترين بودجه به حق مردم را به جاي صرف در توسعه و آباداني حداقل بخش کوچکي از استان اضافه مي آورد و در يک حرکت کاملا” استعماري به بودجه ملي عودت مي دهد. و بسياري ديگر از تظالم اقتصادي که از حوصله اين نوشتار خارج است.

با نگاه به قانون اساسي مي توان متذکر شد که حقوق شهروندي و اصول قانون اساسي کشور ايجاب مي کند که همه ايرانيان در همه نقاط کشور از فرصت هاي مساوي براي اشتغال, مسکن, بهداشت, آموزش و پرورش رايگان و آسايش رفاه و …برخوردار باشند.
تانری امانندا

منابع:

شماره هاي مختلف نشريه صاباح و يورد
آشنايي با علم سياست/ترجمه ملکوتي
دموکراسي و عرفان/محمدرضا درويش
مرام نامه هاي احزاب سياسي/منصوره اتحاديه
ادبيات و بازتاب آن/ترجه عزب دفتري
جامعه شناسي ارتباطات/ساروخاني

+ نوشته شده در  2007/12/16ساعت 18:5  توسط elçi  | 

سلام دوستلار ساغ اولین کی منیم وبلاگیما باش ووروسیز.

مهاباد ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۸/۲۷‬
داخلي. اجتماعي. محيط زيست. درياچه اروميه.

گزارش و تحقيق : منوچهر صمدي
اگر گذري بر درياچه اروميه داشته باشيد در سكوت و غربت غمناك آن بوي مرگ را كه در سواحل آن در حال پرسه زدن است مي‌توانيد بخوبي استشمام كنيد.

آري اين درياچه زيبا در آبي زلال خود مرگ خاموشي را به انتظار نشسته است كه حتي،هاي و هوي و شر و شور مسافران و گردشگران هم نمي‌تواند اين فرياد خاموش را در خود پنهان نمايد .

چي چست نيز بي‌آنكه از اين همه بي‌توجهي انسانها خمي به ابرو آورد همچون مادري دلسوز هنوز هم غم مسافران آينده و فرداي بدون درياچه را مي‌خورد .

آيا براستي بايد اين واقعيت را باور كرد كه درياچه اروميه نفس‌هاي آخر خود را مي‌كشد ؟
كارشناسان محيط زيست از مدت هشت سال پيش وضعيت درياچه اروميه را بحراني اعلام كرده و معتقدند در صورتيكه اقدامات لازم براي احياي اين درياچه صورت نگيرد درياچه اروميه در آينده‌اي نه چندان دور از بين خواهد رفت .

بروز اين وضعيت كه هنوز مورد توجه جدي مسوولان ذيربط قرار نگرفته‌است خطر خشك شدن اين درياچه را كه به عنوان بزرگترين تالاب كشور بشمار مي‌رود را در آينده‌اي نه چندان دور بسيار جدي كرده است .

نگراني درمورد وضعيت اين درياچه زماني جدي تر مي‌شود كه با وجود بارندگي هاي مطلوب چند سال اخير هيچگونه بهبودي دروضعيت آن مشاهده نشده و پسروي و كاهش سطح آب آن همچنان ادامه داشته و ازارتفاع آب اين درياچه دائما كاسته مي‌شود .

مطالعات مديريت زيست بوم حوزه آبريز درياچه اروميه كه با همكاري بانك جهاني به اتمام رسيده‌است نشان مي‌دهد درياچه اروميه به عنوان دومين درياچه شور جهان تا كمتر از ‪ ۲۰‬سال آينده با بحران شديدي مواجه خواهد شد .

درياچه چي چست
…………..

قدمت درياچه اروميه به هزاران سال پيش از اين مي‌رسد و درياچه اروميه از اعصار بسيار كهن با نامهاي گوناگون در آثار مورخان ديده شده است.

در اوستا و ساير كتب پهلوي اين درياچه را مقدس شمرده‌اند و آنرا “چيچسته” و “چي‌چست” و گاهي “چي‌كست” ناميده‌اند.

فردوسي نيز در شاهنامه نام اين درياچه را بارها برده‌است بطوريكه در بيتي مي‌گويد: دراين آب چيچست پنهان شده‌است/ بگفتم به تور از چونانكه هست.

درياچه اروميه به دليل قدمت و قداستي كه از گذشته‌هاي دور داشته است در ميان افسانه‌ها و حكايات مردم آذربايجان و علي‌الخصوص اروميه نيز از جايگاه والايي برخوردار است چنانكه افسانه‌اي زيبا و شنيدني ميان مردم اروميه از اين درياچه نقل مي‌شود .

براساس اين افسانه “دختر اورميا كه‌براي نجات مردم شهر و ديارش شب هنگام كنار درياچه چراغ افروخته بود به دست سپاهان اشور اسير و چراغش شكسته و خودش بعد از شكنجه در ساحل درياچه كشته شد “.

قديمي‌ها مي‌گويند از خاكستر اين دختر زنبق‌هاي بنفشي روييدند كه هر سال در سواحل درياچه مي‌رويند و اين زنبق‌ها در واقع نگهبان شهر ، دريا و مردم هستند .

شرايط جغرافيايي درياچه اروميه
…………………………

درياچه اروميه در ميان دو استان آذربايجان شرقي و غربي و در ميان حوزه آبريز سه استان آذربايجان غربي ، آذربايجان شرقي و كردستان قرار دارد.

درياچه اروميه بزرگترين آبگير آسياي غربي است و از دوران دوم زمين شناسي قدمت دارد و ازنظر زمين شناسي گودالي است كه براثر چين خوردگي بوجود آمده است.

ارتفاع آن ازسطح درياي آزاد ‪ ۱۲۷۸‬متر و بلندترين منطقه آن نيز ‪ ۱۶۰۰‬متر ارتفاع دارد ، طول درياچه ‪ ۱۳۰‬تا ‪ ۱۴۰‬كيلومتر است و عرض آن در پهن‌ترين قسمت ‪ ۵۸‬كيلومتر و در كم عرض‌ترين قسمت در شمالغربي ‪ ۱۵‬كيلومتر است .

درياچه اروميه بعنوان بزرگترين پهنه آبي فلات ايران در تلطيف آب و هوا، تامين رطوبت لازم براي رشد و نمو گياهان و تعادل آبهاي زيرزميني نقش حياتي داشته و در سالهاي اخير پنج قطعه از جزاير اين درياچه مانند جزيره اسلامي به خشكي وصل شده است كه در تاريخ حيات درياچه اروميه سابقه نداشته است.

عرصه طبيعي جزاير درياچه اروميه كه داراي ‪ ۱۰۲‬جزيره كوچك و بزرگ است به صورت تپه ماهور و با پوشش گياهي استپي محل زاد و ولد انواع پرندگان و جانوارن وحشي است .

محيط درياچه اروميه نيز ‪ ۴۶۳‬كيلومتر بوده وحوزه آبريز ‪ ۱۴‬رودخانه دائمي و فصلي مي‌باشد .

پارك ملي درياچه اروميه يكي از ‪ ۵۹‬ذخيره‌گاه طبيعي محيط زيست جهان است كه به دليل طبيعت مناسب آن براي زيست دائمي و موقت انواع پرندگان كمياب و نادر جهان و زيبايي‌هاي طبيعي سواحل و جزاير آن از سوي يونسكو به عنوان يك ذخيره‌گاه بيوسفري در جهان شناخته شده است .

اين درياچه با زيبايي‌هاي طبيعي خود يكي ازبزرگترين معادن املاح جهان نيز بشمار مي‌رود كه نزديك به هشت ميليارد مترمكعب انواع نمكها را در خود جاي داده است .

اهميت زيست محيطي درياچه اروميه
………………………….

درياچه اروميه يكي از مناطق حفاظت شده مهم جهان است كه در مقياس جهاني در تداوم چرخه حياتي تعدادي از پرندگان مهاجر نقش تعيين‌كننده اي ايفا مي نمايد و شايد در دنيا دركمتر جايي بتوان يافت كه به اندازه درياچه اروميه مورد توجه متوليان محيط زيست خارجي قرار گرفته باشد .

درياچه اروميه و حريم آن به عنوان يكي از ‪ ۱۴‬پارك ملي مشمول محدوديتهاي ويژه است .

يونسكو در برنامه جهاني (انسان و بيوسفر) يا (انسان و زيستكره) ‪ ۹‬نقطه را براي حفاظت انتخاب كرده كه يكي از آنها درياچه اروميه مي‌باشد .

كنوانسيون رامسر نيز كه درسال ‪ ۱۳۴۹‬برگزار گرديد و ‪ ۱۲۰‬كشور جهان به آن پيوسته‌اند ‪ ۲۰‬تالاب پراهميت را در دنيا براي حفاظت موكد برگزيده‌اند كه درياچه اروميه يكي از آن جمله است.

پس از كنفرانس سازمان ملل متحد درباره “توسعه زيست محيطي” كه با شركت ‪ ۱۸۰‬كشور تحت عنوان (مجمع سران زمين) در شهر ريودوژانيرو در سال ‪۱۹۹۲‬ برگزار و با صدور اعلاميه‌اي در سال ‪ ۱۹۹۴‬به نتيجه انجاميد موجب فعال شدن طرح تسهيلات زيست محيطي جهان در چارچوب ‪ GEF‬گرديد .

براساس بازديد كارشناسان ‪ GEF‬از درياچه اروميه، اولين منطقه‌اي كه مناسب تشخيص داده شد و قابل حفاظت دانسته شد حوضه درياچه اروميه بود كه موجب برگزاري كارگاهي در شهر اروميه نيز تحت عنوان “راه حل اكوسيستمي براي مديريت درياچه اروميه ” در سال ‪ ۱۳۸۰‬شد .

ارزش‌هاي مهم اكولوژيكي درياچه اروميه
……………………………..

تالاب درياچه اروميه باداشتن آب شور و به‌دليل ويژگي‌هاي طبيعي و اكولوژيكي منحصر بفرد از مهمترين و با ارزش‌ترين اكوسيستم‌هاي ايران است .

اين تالاب داراي دو نوع اكوسيستم آبي و خشكي بوده كه اكوسيستم آبي آن شامل آب شور درياچه و اراضي باتلاقي حاشيه آن است در داخل آب شور اين درياچه يكنوع جانور آبزي بنام آرتميا اروميانا و ‪ ۱۲‬گونه از جلبكها زيست مي‌كنند كه از منابع غذايي عمده پرندگان آبزي و كنار آبزي است .

اكوسيستم خشكي نيز شامل ‪ ۱۰۲‬جزيره بزرگ و كوچك مي‌باشد كه هر يك تامين كننده بخشي از نيازهاي حياتي درياچه به شمار مي‌رود.

بزرگترين اين جزاير به ترتيب كبودان (قويون داغي) با داشتن قوچ و ميش ارمني و اشك با داشتند گوزن زرد ايراني ، اسپير و آرزو با داشتن پوشش گياهي غني داراي اهميت ويژه‌اي مي‌باشند .

جزاير نه گانه (دوقوزلر) از جزاير كوچك درياچه هستند كه مكان بسيار مهمي براي جوجه آوري پليكان سفيد، فلامينگو، تنجه و كاكايي صورتي است.

از پرندگان شاخص ديگر حاشيه تالاب كه ارزش فوق‌العاده زيستي نيز برخوردار است مي‌توان به “باكلان كوچك” و “خروس كولي سينه سياه” اشاره نمود .

اين درياچه به همراه تالابهاي حاشيه خود ( بخصوص تالابهاي حاشيه جنوبي ) از مهمترين مكان‌هاي پذيراي پرندگان مهاجر مي‌باشد .

از پرندگان تاكنون ‪ ۱۸۶‬گونه متعلق به ‪ ۲۲‬خانواده بومي و مهاجر در اين درياچه شناسايي شده‌اند كه اين تنوع زيستي در يك محدوده در جهان كم نظير است .

بررسي‌هايي كه به منظور آشنايي با زندگي اين پرندگان با حلقه‌گذاري انجام مي‌گيرد اهميت جهاني اين زيستگاه را نشان داده و حاكي از آنست كه اين پرندگان در سطح وسيعي از كره زمين به اين درياچه مهاجرت مي‌كنند.

در آب شور درياچه نيز چند نوع جلبك بنام (آنترومورفا)زندگي مي‌كنند كه غذاي سخت پوستاني بنام آرتميا شده و اين سخت پوستان نيز خود مورد تغذيه پرندگاني از جمله فلامينگو قرار مي‌گيرند .

اين روند و چرخه حيات در طي اعصار و قرون ممادي چنان نظمي يافته است كه چرخه حيات اين زيستمندان را تداوم بخشيده‌است و بطور بديهي بهم خوردن چرخه زندگي هريك از اين آبزيان مي‌تواند چرخه زندگي ساير زيستمندان را مختل سازد.

‪۵۳۰/۵۸۴‬

عوامل تهديدكننده درياچه اروميه
…………………………

اغلب كارشناسان از مهار وسيع و بدون كارشناسي جريان‌هاي آبهاي سطحي حوزه آبريز اين درياچه در طي يك دهه اخير به عنوان مهمترين عامل تهديدكننده حيات درياچه اروميه نام مي‌برند .

طي سالهاي اخير اين نكته كاملا روشن شده كه اغلب سدهاي احداث شده، محيط هاي پايين دست خود را تحت تاثير قرار داده‌اند و درياچه اروميه بارزترين نمونه از اين دست است .

با توجه به آنكه در حوزه آبريز درياچه اروميه و اغلب رودخانه‌هاي منتهي به اين درياچه تعداد زيادي سد ساخته شده كه برخي مورد بهره‌برداري قرار گرفته و برخي نيز در حال احداث هستند شوري آب اين درياچه به شدت افزايش يافته و از حد اشباع گذشته و به اعتقاد كارشناسان هم اكنون به مرحله‌اي رسيده كه خطر مرگ درياچه را به دنبال دارد .

در زمان حاضر پنج سد مهاباد، شهرچايي اروميه، سد ماكو، حسنلوي نقده و شهيد كاظمي بوكان در آذربايجان غربي وجود دارد كه اين تعداد يك ميليارد و ‪ ۷۰۰‬ميليون متر مكعب از آبهاي جاري استان را مهار كرده است.

اين درحاليست كه ‪ ۱۱‬سد ديگر در حوزه آبريز درياچه اروميه با ظرفيت كلي يك ميليارد و ‪ ۵۴۳‬ميليون متر مكعب در دست احداث مي‌باشد كه از اين تعداد هفت سد به ظرفيت ‪ ۲۳۵‬ميليون متر مكعب تا پايان امسال مورد بهره‌برداري قرار خواهند گرفت .

در همين حال هفت سد ديگر نيز در آذربايجان غربي در دست مطالعه هستند كه با بهره‌بردراي از اين سدها نيز ‪ ۵۵۸‬ميليون متر مكعب از آبهاي سطحي استان مهار خواهد شد .

در زمان حاضر نيز سالانه چهار ميليارد و ‪ ۲۰۰‬ميليون متر مكعب از آبهاي سطحي و زيزميني آذربايجان غربي براي مصارف كشاورزي ، شرب شهري و روستايي در سطح اين استان به مصرف مي‌رسد كه از اين ميزان نيز يك ميليارد و ‪۸۰۰‬ ميليون متر مكعب از سفره‌هاي زيرزميني، يك ميليارد و ‪ ۷۰۰‬ميليون متر مكعب از آب ذخيره شده در پشت سدها و ‪ ۶۰۰‬ميليون متر مكعب نيز از آبهاي جاري استفاده مي‌شود .

اين درحاليست كه حدود پنج شبكه آبياري و زهكشي نيز در اين حوزه احداث شده و پيش بيني مي‌شود شبكه‌هاي ديگري نيز بر آن افزوده شود .

با اين وجود بر اساس اعلام مطالعات مديريت زيست بوم آبريز درياچه اروميه كه با همكاري بانك جهاني منتشر شده است قرار است تا سال ‪ ۲۹ ،۱۴۰۰‬سد ذخيره‌اي، ‪ ۱۱‬سد انحرافي و ‪ ۱۶‬پروژه برق آبي ديگر هم در اين حوزه به مرحله بهره‌برداري برسد.

كارشناسان سازمان حفاظت از محيط زيست كشور عوامل انساني بويژه ساخت بي رويه سدها را درخشك شدن بخشي از آب درياچه اروميه موثر دانسته و معتقدند:
ساخت سدها جريان سيلابها را كنترل كرده و آب تنظيم شده مورد بهره‌برداري قرار گرفته و وارد درياچه اروميه نمي‌شود .

آنان همچنين استفاده بي‌رويه از آبهاي زيرزميني براي آبياري باغات توسعه يافته اطراف درياچه اروميه را در وضعيت آب اين درياچه تاثيرگذار مي‌دانند .

به اعتقاد آنان چنانچه حق آبه درياچه اروميه از سوي وزارت نيرو تامين نشود روند بحراني و خشك شدن تدريجي اين تالاب بزرگ ايران همچنان ادامه خواهد داشت .

عوارض و نتايج حاصل از اين بحران
……………………………

در زمان حاضر به دليل كاهش جريان ورودي آب به درياچه اروميه، ارتفاع آب اين درياچه به ميزان پنج متر نسبت به ماكزيميم آن كاهش پيدا كرده و باعث شده تا ‪ ۱۲۰‬هزار هكتار از عرصه‌هاي جنوبي، شرقي و نقاط پست اين درياچه به شوره‌زار تبديل گردد .

پسروي آب درياچه آنچنان زياد است كه در برخي سواحل بويژه سواحل جنوبي گاهي به دهها كيلومتر هم مي‌رسد .

كاهش آب اين درياچه باعث بالا رفتن ميزان شوري آب به‌حدود ‪ ۲۹۰‬تا ‪ ۳۰۰‬گرم در هر ليتر شده كه اين امر نيز موجب تشكيل بلورهاي حجيمي از نمك در كف اين درياچه شده است .

اين درحاليست كه ميزان غلظت نمك در آب اين درياچه را در شرايط عادي ‪۱۶۰‬ گرم در ليتر است .

هم اكنون سواحل كم عمق درياچه اروميه با انباشت بلورهاي نمك روبروست به طوريكه سفيدي آن از دوردست‌ها نيز ديده مي‌شود.

در برخي نقاط درياچه نيز توده‌هاي بزرگي از نمك از ميان آنها سربرآورده و به تپه‌هاي بزرگ و كوچك تبديل شده‌اند .

كارشناسان معتقدند اين كوچك شدن مساحت درياچه اروميه هشدار مهمي است زيرا شوره‌زار حاصل از اين عقب نشيني تمام اراضي، مزارع ساختمان‌ها و نواحي مسكوني و آبادي‌هاي اطراف را تهديد خواهد كرد زيرا با وزش باد، نمك موجود در شوره‌زارهاي پديد آمده بسوي اين اراضي و نواحي مسكوني هدايت و منتشر شده و همين امر موجب خشكسالي مي‌شود كه تاثير مستقيم برروي كشاورزي منطقه، سلامت مردم و افزايش مهاجرت‌ها خواهد شد .

به اعتقاد آنان اين اقدامات و عوارض ناشي از آن كه به دليل عدم اجراي ارزيابي‌هاي زيست محيطي در طراحي و برنامه‌ريزي و احداث سدها رخ داده برخلاف اهداف تعيين شده در سياست بيابان زدايي كشور بوده است زيرا ايجاد شوره‌زار ها و بروز خشكسالي در منطقه، گسترش و افزايش مناطق كويري را در پي دارد.

كارشناسان مي‌گويند كويرهاي حاصل از عقب نشيني درياچه اروميه به ويژه از نوع كويرهاي بسيار خطرناك است.

آنان معتقدند اساسا كويرها از نظر تركيبات خاك به دو دسته كوير نمك و كوير بدون نمك تقسيم مي‌شوند كه كويرهاي نمكي از نوع بسيار خطرناك به شمار مي‌روند كه ادامه حيات گونه‌هاي بومي منطقه را مورد مخاطرات جدي قرار مي‌دهند.

پسروي آب درياچه اروميه و جانداران
……………………………

بر اثر كاهش ارتفاع آب درياچه اروميه پنج جزيره از جزاير نه گانه اين درياچه به خشكي متصل شده‌اند و موجب بروز وضعيت نگران‌كننده اي براي پارك ملي درياچژه اروميه شده است .

با اتصال اين جزاير به خشكي ادامه زيست و زادآوري برخي از پرندگان نادر از جمله پليكان و فلامينگو نيز به شدت به مخاطره افتاده بطوريكه از شمار پرندگاني كه هرساله براي زمستان گذراني به پارك ملي درياچه اروميه مهاجرت مي‌كردند به نحو چشمگيري كاهش يابد .

پيش از اين محصور بودن اين جزاير بوسيله آب از ورود حيوانات وحشي و همچنين انسان‌ها به اين جزاير جلوگيري بعمل مي‌آورد كه هم اكنون با از بين رفتن اين موانع امنيت حاكم در اين جزاير براي وحوش از بين رفته است .

شوري بيش از حد آب پارك ملي درياچه اروميه، زندگي پرندگان ديگر را نيز در اين درياچه به خطر انداخته بطوريكه هر ساله از تعداد پرندگاني كه به اين درياچه مهاجرت كنند شمار زيادي گرفتار بلورهاي نمك شده و قادر به پرواز نمي‌شوند .

غلظت زياد نمك كه كريستاليزه شده و بشكل بلور در پاها و زيربال پرندگان جمع مي‌شود باعث شده تا پرندگان نتوانند بخوبي پرواز كرده و در نتيجه عدم تغذيه و مرگ و مير آنها افزايش پيدا كند كه اين پديده در پرندگاني چون “كشيم” بيشتر به چشم مي‌خورد.

علاوه بر اين زندگي “گوزن زرد” و “قوچ و ميش ارمني” ساكن در جزاير اشك و كبودان پارك ملي درياچه اروميه نيز به دليل كمبود علوفه و آب شيرين با مشكل جدي روبرو شده بطوريكه سازمان محيط زيست در پي تخليه بخشي از گونه هاي جانوري مذكور به ديگر زيستگاه‌ها مي‌باشد .

در زمان حاضر ‪ ۸۰۰‬راس قوچ و ميش ارمني و ‪ ۲۰۰‬راس گوزن زرد در جزاير اشك و كبودان زيست مي‌كنند .

آرتميا، تلاش براي ماندن
…………………..

درياچه اروميه بزرگترين زيستگاه طبيعي آرتميا در دنيا است .

آرتمياي درياچه اروميه تنها موجود زنده درياچه است كه مي‌تواند در آب غليظ و شور اين درياچه زندگي و از جلبك‌هاي موجود درياچه تغذيه كند .

آرتميا مشخص‌ترين موجود زنده درياچه اروميه است كه غذاي اصلي پرندگاني مانند فلامينگو را تشكيل مي‌دهد و بيشترين منبع غذايي براي ماهيان خاوياري است .

آرتميا هم اكنون به دليل شوري بسيار بالاي آب درياچه اروميه در معرض تهديد جدي قرار دارد كه بسيا نگران‌كننده است و اگر فكري به حال آن نشود ادامه حيات اين موجود ارزشمند در اروميه با خطر جدي مواجه خواهد شد .

‪۵۳۰ /۵۸۴‬

كارشناسان سازمان حفاظت محيط زيست معتقدند سيست‌هاي (تخم آرتميا) موجود در درياچه اروميه تخم‌هاي رسوب يافته سال‌هاي گذشته است كه چون شوري آب بسيار بالا رفته است وزن مخصوص اين تخمها كاهش يافته و به سطح آب مي‌آيند.

به اعتقاد آنان زايندگي آرتميا به دليل شوري بيش از حد آب ( ‪ ۳۰۰‬گرم در ليتر) باعث شده تا زايندگي آرتميا به نقطه صفر نزديك شود و چون تخمها به يك بيست و پنجم سالهاي گذشته رسيده است هم‌اكنون سيستها هم به سختي پيدا مي‌شوند كه اين يك هشدار جدي براي اكوسيستم درياچه اروميه است .

در چنين شرايطي كه هيچ موجود زنده‌اي نتواند در يك درياچه حيات داشته باشد درياچه رو به مرگ نزديك مي‌شود و افزايش غلظت شوري تنها موجب افزايش استفاده معدني شده و در نتيجه استفاده‌هاي اكولوژيكي را نابود مي‌نمايد.

در زمان حاضر بر اثر شوري بيش از حد آب تعداد تخم آرتميا از ‪ ۵‬تا ‪۳۰‬ عدد در هر ليتر آب درياچه به يك تخم كاهش يافته است .

غروب چي‌چست و بي‌رونقي صنعت گردشگري
……………………………

درپي عقب نشيني درياچه اروميه و كاهش شديد مساحت آن فعاليت‌هاي توريستي در اطراف اين درياچه نيز عملا با تهديد جدي مواجه شده است.

در زمان حاضر از مجموع ‪ ۵۷۰‬هزار هكتار مساحت درياچه اروميه حدود ‪ ۱۲۰‬هزار هكتار آن به ويژه در مناطق جنوب و شرق و نيز حواشي پست به شوره‌زار تبديل شده است .

به همين دليل در حال حاضر با عقب نشيني درياچه، عمده اسكله‌ها و امكانات پهلوگيري قايق‌ها و كشتي‌ها درسواحل و جزاير تعطيل شده و همين مسئله فعاليت هتل‌ها و ديگر اماكن توريستي پيرامون درياچه اروميه را باركود شديدي مواجه كرده است .

هم اكنون تعداد زيادي از اسكله‌ها و شناورهاي اين درياچه نيز به ويژه در مناطقي چون رشكان، گلمانخانه، كبودان و اشك به دليل كاهش ارتفاع و پسروي آب از كار افتاده‌اند .

همين امر باعث شده تا سازمان محيط زيست نيز فعاليتهاي گردشگري و بويژه ترددهاي گشتهاي توريستي را در اين درياچه محدود نمايد .

در همايش “بررسي قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي توسعه گردشگري در آذربايجان غربي” نيز كه اخيرا در اين استان برگزار شد شركت‌كنندگان در اين همايش با ابراز نگراني درباره وضعيت زيست محيطي درياچه اروميه خواستار مساعدت سازمان حفاظت محيط زيست براي ممانعت از توقف فعاليت‌هاي گردشگري در پيرامون اين درياچه شدند .

كارشناسان بخش گردشگري نيز معتقدند درطول چند سال اخير فعاليت گسترده‌اي براي جذب سرمايه‌گذاري در استان آذربايجان غربي انجام شده است كه توقف اين فعاليت‌ها در محدوده درياچه اروميه و ادامه روند فعلي وضعيت اين درياچه و پسروي مداوم آب آن قطعا اين سرمايه‌گذاري‌ها را با خطر مواجه خواهد كرد.

حرف آخر
………

مرگ تدريجي درياچه اروميه بزرگترين تالاب كشور، دومين درياچه شور جهان تنها خشك شدن يك درياچه نمك بي‌خاصيت نيست ، مرگ درياچه اروميه يعني بهم ريختن وضعيت اكوسيستم و از بين رفتن منابع كلان كشاورزي و اقتصادي، يعني از دست دادن يكي از زيستگاه‌هاي بزرگ بيوسفري جهان ، يعني از بين رفتن ميراثي چند هزار ساله و نابودي يكي از جاذبه‌هاي منحصر بفرد گردشگري ايران و جهان. ك/‪۵‬
‪۵۳۰/۵۸۴‬

تانری امانندا

منبع :اورمو کیتابخاناسی 

+ نوشته شده در  2007/11/28ساعت 17:27  توسط elçi  |