اورمیه تورکلرینین فارسی قیریلداتماقلارینا داییر:
فارسجا قیریلدادیرام، او حالدا وارام!
اونلو فیرانسیز فیلسوف رؤنه دئکارت دئمیشدی: دوشونورم، او حالدا وارام(فکر میکنم، پس هستم). ایندی ایسه بعضی گونئی آزربایجان کیملیک بؤحرانی یاشایان گنجلری حاققیندا «فارسجا قیریلدادیرام، او حالدا وارام!» دئمهک چوخ اویغون اولاجاقدیر.
بو یازینین یازاری، خالخالین هیشئیین(هشتجین) بؤلگهسینین آدلیم تورکلریندن اولان دوکتور گودرز صادقی هشجین و چالیشمالاری حاققیندا سونرا یازاجاغام.
رفتارهای اجتماعی مردم ارومیه: من فارسی صحبت میکنم، پس هستم!
«برخی از جوانان ارومیه ای مخصوصاً دختر خانمها وانمود میکنند که مثلاً ترکی بلد نیستند (و ما هم باور میکنیم!!!). چون در دوران کودکی زبان فارسی را قبل از اینکه در مدرسه بخوبی و درست یاد بگیرند از پدرها و مادرهای لهجه دار و گاهی کم سواد خود یاد میگیرند بعد از مدتی نه فارسی را درست صحبت میکنند و نه ترکی را. یادش بخیر… کارشناسی ارمنی داشتیم در دانشگاه بنام حویگ که به خارج از کشور مهاجرت کرد. از افرادی است که این دل سنگ من خیلی برایش تنگ میشود. حویگ علاوه بر ارمنی و فارسی، زبان ترکی را مثل بلبل صحبت میکرد. یک بار در کلاس او را به فارسهای ارومیهای!!! نشان دادم و گفتم از این جوان یاد بگیرید که زبان مادری شما را بهتر از شما صحبت میکند. من پان ترکیست نیستم ولی برای زبان و فرهنگ همه قومیتهای ایرانی از جمله خودم احترام و علاقه زیادی قائل هستم. اگر کودکی که در یک خانواده ترک زبان به دنیا آمده زبان مادری را در ابتدا یاد نگیرد قطعاً از قدرت تکلم خوبی برخوردار نخواهد نبود. زبان مادری مثل طبقه همکف یک ساختمان و زبانهای دیگر مثل طبقات بالاترند که سلامتشان به استحکام طبقه پایین بند است. مگر میشود پدر و مادر و دائی و عمه و… با هم ترکی صحبت کنند و هر از گاهی هم مثلاً به بچه بگویند: بگو یه توپ دارم گلگلیه!!! چرا نمیگذارید کودکتان در تمام ابعاد زندگی شما مشارکت کند؟ فکر نمیکنید با این کارتان دارید او را با دست خودتان کر بار میآورید که قرار است بعداً ناشنوائی اش را درمان کنید؟؟؟ بعضی از مردم ارومیه فارسی صحبت کردن فرزندانشان را نوعی شیکی میدانند غافل از اینکه هر زبانی که بدانی دریچهای است به دنیایی نو. یادم میآید یک روز یک جوان ارومیهای که میخواست به من بگوید صندلی در سالن کافی نیست به جای محل نشستن گفت در اینجا نشیمنگاه کم است!!! یا مادر کم سوادی داشت به کودک دلبندش رهنمود میداد که: “موواظیب باشی نیوفتی تو ارخ (یعنی جوب!)”. بیایید هم ترکی را خوب صحبت کنیم هم فارسی را که در این صورت زبانهای دیگر را نیز بخوبی یاد خواهیم گرفت. خواهشاً دوستان کرد هم ادای ترکها را در نیاورند و بگذارند زندگی مسیر طبیعی خود را پیش بگیرد. پسر من که در جاده سرو 3 سال داشت و الان 5 ساله است هم ترکی صحبت میکند عین شهریار، هم فارسی صحبت میکند عین فردوسی، هم در حال فراگیری زبان انگلیسی است که امیدوارم روزی انگلیسی صحبت کند عین شکسپیر. ترکی صحبت کردن اگر افتخار نباشد عار هم نیست، با حکمت خداوندی (اختلاف الوان و السنه) نجنگید!»
اورمیهنین دردی طبیعی وطن و میللیت تعصصوبونون یوخ دئییلهجک درجهده آزلیغی
بو دا هر زامان منی دوشوندورهن قونولاردان اولموشدور. منجه تاریخ بویو، اؤزهللیکله گئچمیش یوزایلده اورمیه شهری اوزرینده کیملیکسیزلشدیرمه(دئناسیونالیزاسیون/ملیتزدایی) پلانلاری یورودولموشدور. یئنه قایناقدان:
تهدیداتی برای آینده
«فردگرائی، گوشهنشینی، بیاعتمادی، عدم تعصب طبیعی قومی و منطقهای و خطرناپذیری از مهمترین پدیدهها در رفتار اجتماعی ارومیهایها هستند که ممکن است موجب عقبافتادگی بیشتر شهر در آینده(در مقایسه با برخی شهرهای دیگر کشور نظیر یزد، تبریز، اردبیل و اصفهان) بشود. آیا میشود آنها را اصلاح یا تعدیل کرد؟ چگونه؟ چه کسی موظف است در این مورد برنامهریزی کند؟»
سیزجه نئیلهمهلییک؟
تانری امانندا
